مبادا از آن لباس فاخرى براى خود تهيه كند و دنيا را قرارگاه خويش پندارد و اميد اقامت در آن را داشته باشد ؛ در نتيجه آن را از جان خود بيرون راند و از قلب خود دور ساخت و از ديدگانش پنهان نمود ( آرى ، ) چنين است آن كسى كه چيزى را مبغوض مىدارد و نگاه كردن و ياد آورى آن را نيز مبغوض مىشمرد .
شرح و تفسير زندگى زاهدانهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
در بخش گذشته اين خطبه ، امام عليه السّلام به طور كلى از مقام زهد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اقتدا و تأسى به او سخن مىگفت ؛ ولى در اين بخش ، مصداقهايى از آن را بيان مىفرمايد و زهد و تواضع پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در خلال اعمال روزانهاش نشان مىدهد و به هفت موضوع اشاره مىكند كه نشانى آشكار از زهد و فروتنى آن پيشواى بزرگ است ؛ مىفرمايد : « پيامبر اكرم - كه درود خدا بر او و خاندانش باد - روى زمين ( بدون فرش ) مىنشست و غذا مىخورد و با تواضع ، همچون بردگان مىنشست ، با دست خود پارگى كشف خويش را مىدوخت و با دست خود لباسش را وصله مىزد . بر درازگوش برهنه سوار مىشد و ( حتى ) كسى را پشت سر خود سوار مىكرد . « 1 » پردهاى بر در اتاق خود ديد كه در آن تصويرهايى بود . همسرش را صدا زد و فرمود : آن را از نظرم پنهان كن كه هر زمان چشمم به آن مىافتد به ياد دنيا و
هامش
( 1 ) از مطالعهء تاريخ چنين استفاده مىشود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين كار را بارها تكرار فرمود ، گاه اسامه را پشت سر خود مىنشاند ؛ گاه فضل بن عباس و گاه افراد ديگرى از دوستانش را ؛ تا آنجا كه بعضى از مورّخان ، عدد آنها را تا 33 نفر شماره كردهاند . ( شرح نهج البلاغهء ، علامهء شوشترى ، جلد دوّم ، صفحهء 437 ) و از نكات جالب اين كه در حديثى آمده است :
هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از سفر باز مىگشت ، كودكان مدينه به استقبالش مىشتافتند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مىداد آنها را بلند كنند . بعضى را پشت سر و بعضى را پيش روى خود سوار مىكرد و به اصحاب و يارانش نيز سفارش مىكرد كه آنها را سوار كنند و بعد از آن ، كودكان افتخار مىكردند كه بر مركب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوار شدند . ( محجة البيضاء ، جلد 3 ، صفحهء 366 ) .