ترك مىگويد » . « 1 » آن گاه امام عليه السّلام در يك نتيجهگيرى روشن مىفرمايد : « ( چون دنيا چنين بود پيامبر محبّت ) آن را از جان خود بيرون و از قلب خود دور ساخت و از ديدگانش پنهان نمود ( آرى ، ) چنين است آن كسى كه چيزى را مبغوض مىدارد و نگاه كردن و ياد آورى آن را نيز مبغوض مىشمرد » ( فأخرجها من النّفس ، و أشخصها « 2 » عن القلب ، و غيّبها عن البصر و كذلك من أبغض شيئا أبغض أن ينظر إليه ، و أن يذكر عنده ) .
در اين جا اين پرسش پيش مىآيد كه چرا امير مؤمنان على عليه السّلام اين همه در مذمّت دنيا سخن مىگويد و آن را تحقير مىكند ؟ اين سؤال ، پاسخ زندهاى دارد كه به خواست خدا در پايان خطبه بيان خواهيم كرد .
* * *
هامش
( 1 ) اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 134 ( توجه داشته باشيد كه جملهء « قال تحتها » از قيلوله به معناى استراحت يا خواب نيم روز است ) .
( 2 ) « اشخصها » از مادهء « شخوص » ( بر وزن خلوص ) در اصل به معناى خيره شدن چشم به يك نقطه است كه معمولا نشانهء وحشت است ؛ سپس به خارج ساختن ناگهانى كسى از مكانى اطلاق شده است .