درياى آتش نهراسد ؟ ! البتّه ممكن است منشأ اين تفاوت ، اميد بيش از حد به كرم و لطف خدا باشد كه آن نيز ناشى از غفلت است ؛ زيرا او ارحم الراحمين است در موضع عفو و رحمت و اشدّ المعاقبين است در موضع عذاب و نقمت .
از آن جا كه اين برخورد دو گانه با خدا و خلق ، ناشى از ضعف شناخت و كوته بينى است ، امام عليه السّلام در پايان اين بخش از سخنان و دلنشينش به برخورد دو گانه اين گونه افراد با دنيا و آخرت مىپردازد ؛ مىفرمايد : « همچنين كسى كه دنيا در چشم او بزرگ جلوه كند و جايگاه آن در قلبش مهمّ باشد ، آن را بر خداوند متعال مقدّم مىدارد . از همه چيز مىبرد و به دنيا مىپيوندد و بردهء آن مىشود ! » ( و كذلك من عظمت الدّنيا في عينه ، و كبر موقعها من قلبه ، آثرها على اللّه تعالى ، فانقطع إليها ، و صار عبدا لها ) .
آرى ، اين هوا پرستان بىمعرفت ، متاع ناچيز و فانى دنيا را نقد و مواهب عظيم و جاويدان آخرت را نسيه مىپندارند و همين سبب مىشود كه دنيا را بر آخرت ترجيح دهند و رضاى خلق را بر رضاى خالق مقدّم بشمرند .
درست ، عكس پرهيزگاران با ايمان كه امام عليه السّلام در خطبهء متقين دربارهء آنها فرموده است : ( عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم ) خدا در نظر آنان با عظمت جلوه كرده در نتيجه ، غير خدا هر چه هست در نظر آنها كوچك است .
جملهء ( فانقطع إليها ، و صار عبدا لها ) اشاره به اين حقيقت است كه اين دنيا پرستان ، سرانجام كارشان به جايى مىرسد كه از عبوديت پروردگار خارج مىشوند و به عبوديت دنيا و هواى نفس و شيطان در مىآيند . از توحيد و خدا پرستى عملا كنار مىروند و به شرك و دنيا پرستى روى مىآورند .
كار آنها به جايى مىرسد كه همچون عمر سعد بر اين عقيده پافشارى مىكنند كه رها كردن ملك رى به جهت ترس از عذاب قيامت و متنعم شدن به نعمتهاى بهشتى ، نقد را با نسيه معامله كردن است و هيچ عاقلى تن به اين معامله نمىدهد :
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٦