پرورش محصول مىپردازد . اگر باغبان و كشاورزى ادّعاى چنين اميدى را كرد ، ولى در خانهاش نشست و دست به كارى نزد ، همه مىدانند اين يك اميد كاذب است ؛ خيال اميد است ، نه اميد . اميد به لطف پروردگار ، هنگامى اميد راستين است كه همگام با اطاعت فرمان او و قدم گذاشتن در مسير رضاى او باشد .
در حديثى نيز از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم : « خدمتش عرض كردند : گروهى به سراغ گناه مىروند و مىگويند : به لطف خدا اميد داريم . امام عليه السّلام فرمود : « كذّبوا ليسوا براجين إنّ من رجا شيئا طلبه و من خاف شيئا هرب منه ؛ آنها دروغ مىگويند ؛ داراى رجا و اميد نيستند . كسى كه به چيزى اميد دارد ، به دنبال آن مىرود و كسى كه از چيزى مىترسد از آن مىگريزد » . « 1 » و بعد در ادامهء اين سخن به بيان كسى كه مبدأ اصلى خوف و رجاست پرداخته ، مىفرمايد : « هر اميدى جز اميد به خداوند متعال نابجا ، و هر ترس واقعى جز ترس از ( مخالفت با ) خدا نادرست است » ( و كلّ رجاء - إلّا رجاء اللّه تعالى - فإنّه مدخول « 2 » و كلّ خوف محقّق « 3 » إلّا خوف اللّه ) .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 68 .
( 2 ) « مدخول » از مادهء « دخل » ( بر وزن اجل ) به معناى فساد كردن گرفته شده ؛ بنابر اين مدخول يعنى چيزى كه فاسد يا غش در آن است .
( 3 ) « محقق » به معناى معلوم و قطعى در جمله بالا صفت براى خوف است - و بايد مجرور باشد - اشاره به اين كه ترس واقعى تنها از خداست ؛ چرا كه اوست كه بدكاران را كيفر مىدهد ؛ بنابر اين اگر از خدا بترسيم و نافرمانى او نكنيم از هيچ چيز و هيچ كس نخواهيم ترسيد ؛ ولى بسيارى از شارحان و مترجمان « محقق » را خبر « كل خوف » گرفتهاند و در مرجع ضمير « فانه » و همچنين استثنا و مفهوم مجموع جمله گرفتار مشكلات زيادى شدهاند ؛ حال آن كه اگر « محقق » را صفت خوف بگيرند ، مفهوم اين جمله كاملا واضح است . قابل توجه اين كه جملهء قبل كه دربارهء رجا صحبت مىكند ، قرينهء خوبى بر معنايى است كه بيان شد .
به تعبير ديگر ، امام عليه السّلام مىفرمايد : هر اميدى جز اميد به خدا باطل و هر خوفى جز خوف از خدا نادرست است .