دروغگو باشى ؟ يا او را شايستهء اميد نمىدانى ؟ ( كه اين هر دو خيالى است باطل ) همچنين اگر او از يكى از بندگان خدا بترسد به سبب اين خوف ، براى او اهمّيّتى قائل مىشود كه براى خدا قائل نيست ؛ در واقع خوف از بندگان را نقد مىشمرد و خوف از پروردگار خويش را وعدهاى دور از انتظار ! ( آرى ) كسى كه دنيا در چشم او بزرگ جلوه كند و جايگاه آن در قلبش مهم باشد ، آن را بر خداى متعال مقدّم مىدارد . از همه چيز مىبرد و به دنيا مىپيوندد و بردهء آن مىشود .
شرح و تفسير بردگان دنيا
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه بعد از بيان عظمت پروردگار و حمد و سپاس او و نشانههاى ذات پاكش در جهان هستى - كه در بخش پيشين گذشت - به پند و اندرز غافلان مىپردازد و به سراغ يكى از مهمترين مسائل يعنى موضوع خوف و رجا مىرود ؛ حقيقت آن را مىشكافد و نشانههاى آن را شرح مىدهد و مدعيان دروغينش را رسوا مىسازد ؛ مىفرمايد : « او گمان مىبرد ، به خدا اميدوار است ؛ اما سوگند به خدا دروغ مىگويد » ( يدّعي بزعمه أنّه يرجو اللّه ، كذب و العظيم ! ) . « 1 » سپس به ذكر دليل مىپردازد و مىفرمايد : « ( اگر راست مىگويد ) چرا اين اميدوارى در عملش ديده نمىشود ؟ زيرا هر كس به چيزى اميد دارد ، در عملش مشاهده مىشود » ( ما باله لا يتبيّن رجاؤه في عمله ؟ فكلّ من رجا عرف رجاؤه في عمله ) .
اين دليل بسيار روشنى است . كشاورزى و باغبانى كه به گرفتن محصول از زمين و باغش اميد دارد به آبيارى مرتب و دفع آفات و فراهم كردن تمام مقدمات و وسايل نمو و
هامش
( 1 ) تعبير به « و العظيم » به جاى « و اللّه العظيم » به دليل اين است كه گاهى حذف موصوف و تكيه بر صفت ، تأكيد بيشترى نشان مىدهد ؛ يعنى آن قدر اين وصف عظمت براى ذات پاك او ثابت و مسلّم است كه گويى نامى از نامهاى اوست .