به تمام اين امور ) سخن نمىگويد ؛ ولى من از جانب آن به شما خبر مىدهم ( و اسرار مكتومش را فاش مىسازم ) » ( ذلك القرآن فاستنطقوه ، و لن ينطق ، و لكن أخبركم عنه ) .
در آيات بسيارى از آن ، قرآن به نور تشبيه شده است . در سورهء مائده مىفرمايد : «
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ »
؛ به يقين از سوى خدا نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد » . « 1 » ، در سورهء اعراف مىفرمايد : «
« فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
؛ كسانى كه به او ايمان آوردند و او را بزرگ داشتند و يارى كردند و از نورى كه با او نازل شده بود پيروى كردند ، آنها رستگارانند » . « 2 » همان گونه كه نور ، فضاى زندگى را روشن مىسازد و انسان را از گمراهى و سقوط در پرتگاهها حفظ مىكند ، گياهان را مىروياند و تمام موجودات زنده را پرورش مىدهد ، قرآن مجيد نيز در جنبههاى معنوى و مادّى ، نجات بخش و پرورش دهنده است .
منظور از « تصديق الّذي بين يديه » ( با توجّه به اين كه « بين يديه » در اين گونه موارد به معناى قبل است ) اين نيست كه تورات و انجيل تحريف يافته را تصديق مىكند ؛ بلكه اشاره به آن كتب آسمانى است كه بر موسى و مسيح نازل شد و نيز منظور از تصديق اين نيست كه اسلام در تمام جزئيات با آنها هماهنگ است ؛ بلكه مقصود ، همان اصول كلّىاى است كه بر تمام اديان آسمانى حاكم بوده ؛ هر چند اسلام در سطحى برتر و بالاتر آنها را پياده كرده است .
جملهء « و لن ينطق » مفهومش اين نيست كه قرآن با هيچ كس ( جز با امامان معصوم عليهم السّلام ) سخن نمىگويد ؛ چرا كه قرآن به « لسان عربى مبين » و با منطق روشن و آشكار نازل شده و همگان مأمور به تدبّر در قرآنند و دستور داده شده به مواعظ قرآن كه
هامش
( 1 ) مائده ، آيهء 15 .
( 2 ) اعراف ، آيهء 157 .