شرح و تفسير كتابى كه همه چيز در آن است
امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه اشارهء كوتاه و پر معنا به وضع زمان جاهليّت ، مقارن قيام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كرده ، مىفرمايد : « خدا او را در زمانى فرستاد كه فاصلهاى از پيامبران پيشين گرفته بود ( و امّتها تعليمات آنان را به فراموشى سپرده بودند ) ملتهاى جهان به خواب عميقى فرو رفته و تار و پود حقايق مبرم ( نظام زندگى انسانها ) از هم گسسته بود » ( أرسله على حين فترة من الرّسل ، و طول هجعة « 1 » من الأمم ، و انتقاض من المبرم « 2 » ) .
محتواى اين سه جمله ، از قبيل علّت و معلول است . فاصله افتادن در ميان عصر ظهور پيامبران پيشين و پيامبر بعد ، سبب غلبهء خواب غفلت بر امّتها شد و اين خواب ، موجب « انتقاض مبرم » يعنى از هم گسستن تار و پود حقايق و نظام زندگى انسانها گشت و مردم در ظلمت جهل و گناه ، گرفتار شدند .
و به دنبال آن مىافزايد : « در اين هنگام پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله براى مردم كتابى آورد كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكرد و نورى كه بايد به آن اقتدا شود ، ( در پرتو آن پيش روند ) » ( فجاءهم بتصديق الّذي بين يديه ، و النّور المقتدى به ) .
در چنان شرايطى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دو كار كرد : معارف و احكامى كه در اصول كلّى با معارف و احكام انبياى پيشين هماهنگ بود براى مردم تبيين كرد و ديگر اين كه براى نجات آنها از ظلمات جهل و گمراهى ، چراغ پر فروغى فرا راه آنها قرار داد .
سپس به معرفى اين چراغ پرفروغ و اين نور الهى پرداخت ؛ مىفرمايد : « اين همان قرآن است . آن را به سخن آريد ( تا همه چيز را بازگو كند ) ؛ هر چند هرگز براى شما ( نسبت
هامش
( 1 ) « هجعة » از مادهء « هجوع » به معناى خواب شبانه است و از آن جا كه خواب شبانه عميقتر مىباشد وضع اقوام جاهلى به آن تشبيه شده است .
( 2 ) « مبرم » از مادهء « ابرام » به معناى محكم كردن و تابيدن است در اصل به تابيدن ريسمان گفته شده سپس گسترش يافته و به هر كار محكم و متقن اطلاق مىشود .