بخش اوّل
أرسله على حين فترة من الرّسل ، و طول هجعة من الأمم ، و انتقاض من المبرم ؛ فجاءهم بتصديق الّذي بين يديه ، و النّور المقتدى به . ذلك القرآن فاستنطقوه ، و لن ينطق ، و لكن أخبركم عنه : ألا إنّ فيه علم ما يأتي ، و الحديث عن الماضي ، و دواء دائكم ، و نظم ما بينكم .
ترجمه
: خدا او ( پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ) را در زمانى فرستاد كه مردم از پيامبران پيشين فاصله گرفته بودند ( و تعليمات آنها به فراموشى سپرده شده بود ) ملتهاى جهان به خواب عميقى فرو رفته بودند و تار و پود نظام زندگى انسانها و حقايق مبرم از هم گسسته بود .
او در اين هنگام براى مردم كتابى آورد كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكرد و نورى كه بايد به آن اقتدا شود ، ( در پرتو آن پيش روند ) اين كتاب همان قرآن است . آن را به سخن آريد ( تا همه چيز را بازگو كند ) ؛ هر چند هرگز براى شما ( نسبت به تمام اين امور ) سخن نمىگويد ؛ ولى من از جانب او به شما خبر مىدهم ( و اسرار مكتومش را فاش مىسازم ) . آگاه باشيد ! در آن علم آينده و اخبار پيشين و داروى بيمارىهاى شما و نظم و سامان بخش روابط ميان شماست .
* * *