پنهانىها ) تعبير شده است .
و در آخرين جمله بعد از بيان آن همه هشدارها مىفرمايد : « حال كه چنين است از عبرتها پند گيريد ، از دگرگونى نعمتها اندرز پذيريد و از هشدار هشدار دهندگان بهره گيريد » ( فاتّعظوا بالعبر ، و اعتبروا بالغير ، و انتفعوا بالنّذر ) .
« عبر » ( جمع عبرت ) اشاره به حوادث عبرت انگيزى است كه در طول تاريخ به چشم مىخورد و در عمر خود نيز فراوان ديدهايم و « غير » ( جمع غيرة به معناى تغيير ) اشاره به انقلابها و تغييرهاى روزگار و دگرگونى نعمتها و نزول بلاهاست و « نذر » ( جمع نذير ) به معناى انذار كننده و هشدار دهنده است ؛ اعم از : پيامبران و امامان يا آيات الهى و روايات آنها و يا حوادث روزگار .
نكتهها
1 - خيل گواهان عمل
با اين كه خداوند ، شاهد و ناظر اعمال ما در همه حال و در هر زمان و مكان است و علم او به همه چيز براى ثبت و ضبط اعمال به يقين كفايت مىكند ، براى اثبات حجت بيشتر و جلب توجّه نيكوكاران و بد كاران ، مراقبان مختلفى بر ما گمارده كه شاهدان اعمال مايند ؛ از جمله :
1 . اعضا و جوارح بدن ما و حتى پوست تن ، مطابق آياتى كه نازل شده ، گواه اعمال مايند . جالب اين كه بعد از مطرح شدن موضوع « شبيه سازى » اين حقيقت براى همه روشن شده كه هر ذرهاى از ذرات بدن انسان يك انسان كامل را در خود جاى داده است ! و جالبتر اين كه اخيرا براى شبيه سازى از پوست تن استفاده كردهاند .
2 . « حفظه » و « كتّاب » يعنى فرشتگان مأمور ثبت اعمال .
3 . زمينى كه در آن زندگى مىكنيم نيز شاهد و گواه ديگرى است ؛ قرآن مجيد