أحبّها إليكم ) .
به يقين منظور از عزيزترين نفوس در اين عبارت ، خود انسان است ؛ چرا كه حبّ ذات ، طبيعى هر انسانى است و اگر به اشخاص و اشياى ديگر علاقه دارد از پرتو حبّ ذات است ؛ چرا كه آنها را در سرنوشت خود مؤثر مىداند ( بگذريم از گروه بسيار اندكى كه خويشتن خويش را به كلى فراموش مىكنند ؛ جز خدا نمىبينند و جز خدا نمىجويند و جز خدا نمىخواهند ) .
به هر حال ، مقصود اين است كه شما اگر به هيچ كس رحم نمىكنيد دست كم به خود رحم كنيد و اگر منافع هيچ كس را در نظر نمىگيريد ، حدّاقل منافع خود را در نظر بگيريد كه اين علاقهء به خويشتن ، جزء فطرت شماست .
و به دنبال آن ، هشدار مىدهد : « خداوند راه حق را براى شما آشكار ساخته و طرق آن را روشن نموده است ، و سرانجام كار ( از دو حال خارج نيست ) يا بدبختى دايمى است و يا نيكبختى هميشگى » ( فإنّ اللّه قد أوضح لكم سبيل الحقّ و أنار طرقه . فشقوة لازمة ، أو سعادة دائمة ! ) .
آن گاه امام عليه السّلام به بيان اسباب رسيدن به سعادت دايمى و پرهيز از شقاوت هميشگى پرداخته ، چنين مىفرمايد : « حال كه چنين است در اين ايّام فانى براى ايّام باقى زاد و توشه تهيه كنيد . زاد و توشهء لازم به شما معرفى شده و فرمان كوچ داده شده است ، و با سرعت شما را به حركت در آوردهاند » ( فتزوّدوا في أيّام الفناء لأيّام البقاء . قد دللتم على الزّاد ، و أمرتم بالظّعن « 1 » ، و حثثتم « 2 » على المسير ) .
ناگفته پيداست كه منظور از تهيهء زاد و توشه همان زاد و توشهء تقوا و اعمال صالح است كه در قرآن مجيد به آن اشاره شده : «
« وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
؛ زاد و توشه بيندوزيد كه بهترين زاد و توشه ، تقواست » . « 3 »
هامش
( 1 ) « ظعن » به معناى كوچ كردن از مكانى به مكان ديگر است .
( 2 ) « حثثتم » از مادهء « حثّ » ( بر وزن صفّ ) به معناى برانگيختن و با شتاب بردن است .
( 3 ) بقره ، آيهء 197 .