و شتاب در فراهم كردن اسباب مغفرت و دوّمى اشاره به كوچ كردن از دنيا به سوى آخرت مىباشد و ابهام بر طرف مىگردد .
به هر حال ، اين تشبيه به صورت ديگرى در كلمات قصار آمده است ؛ آن جا كه مىفرمايد : « أهل الدّنيا كركب يسار بهم و هم نيام ؛ اهل دنيا همچون قافلهاىاند كه آنها را به پيش مىرانند ، در حالى كه در خوابند » . « 1 » اين خواب ، همان حالت غفلتى است كه براى بسيارى از مردم حاصل است .
سپس براى روشنتر شدن اين حقيقت ، چنين مىفرمايد : « آگاه باشيد ! آن كس كه براى آخرت آفريده شده با دنيا ( و دنيا پرستى ) چه كار دارد ؟ ! و آن كس كه به زودى ثروتش را از او مىگيرند ديگران با اموال و ثروت دنيا چه مىكند ؟ ! ثروتى كه ( سودش براى است و ) مؤاخذه و حسابش بر او است ! » ( ألا فما يصنع بالدّنيا من خلق للآخرة ! و ما يصنع بالمال من عمّا قليل يسلبه ، و تبقى عليه تبعته « 2 » و حسابه ! ) .
اگر منزلگاه اصلى ما آخرت است و دنيا گذرگاهى بيش نيست ، چرا اين قدر به دنيا دل بستهايم ؟ و اموالى كه چند روزى به رسم امانت در دست ما سپرده شده و سرانجام آن را به ديگران مىسپاريم و در قيامت حساب و كتابش را بايد پس دهيم چرا اين همه براى به دست آوردنش جانفشانى مىكنيم و حلال و حرام را به هم مىآميزيم ؟
امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن براى ترغيب و تشويق مردم به خيرات و نيكىها و پرهيز از بدىها از دو منطق مؤثر ديگر بهره مىگيرد :
نخست مىگويد : « اى بندگان خدا ! آن چه را خداوند وعدهء نيك بر آن داده است جاى ترك نيست و آن چه را از بدىها نهى كرده قابل دوست داشتن نمىباشد ! » ( عباد اللّه ، إنّه ليس لما وعد اللّه من الخير مترك ، و لا فيما نهى عنه من الشّرّ مرغب ) .
هامش
( 1 ) كلمات قصار ، شمارهء 64 .
( 2 ) « تبعة » از مادهء تبع ( بر وزن خبر ) به معناى متابعت كردن است و « تبعه عمل » به كيفرهايى گفته مىشود كه پس از ارتكاب گناه ، دامان انسان را مىگيرد .