شروع نشود بريده است » . « 1 » به همين دليل ، سرآغاز غالب خطبههاى پيامبر اكرم و معصومين عليهم السّلام را حمد و ستايش پروردگار مشاهده مىكنيم و جملهء « سببا للمزيد من فضله » اشاره به آيهء شريفهء
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
مىباشد كه شكر و حمد خدا را مايهء فزونى نعمت قرار داده است . « 2 » توجه داشته باشيد كه در بسيارى از آيات قرآن ، حمد به معناى شكر به كار رفته است .
و جملهء « دليلا على آلائه و عظمته » اشاره به اين است كه هنگامى كه حمد و ستايش و شكر خدا را به جا مىآوريم هم به نعمتهاى گوناگون او توجّه مىكنيم و هم به مقام عظمتش .
سپس امام عليه السّلام بندگان خدا را مخاطب قرار داده و نسبت به ناپايدارى دنيا هشدار مىدهد و به عبرت گرفتن از پيشينيان توصيه مىكند و مىفرمايد : « بندگان خدا ! روزگار بر بازماندگان ، آن سان مىگذرد كه بر پيشينيان گذشت ! » ( عباد اللّه ، إنّ الدّهر « 3 » يجري بالباقين كجريه بالماضين ) .
اين سخن ، اشاره به مطلب معروفى است كه مىگوييم تاريخ همواره تكرار مىشود و حوادث امروز - با تفاوت مختصرى - همچون حوادث ديروز است . و بعد در توضيح آن مىفرمايد : « آن چه از زندگى دنيا گذشته است باز نمىگردد و آن چه در آن هستيم جاودان نمىماند . آخرين كار اين جهان ، همچون نخستين كار اوست ؛ امورش شبيه به يكديگر و
هامش
( 1 ) فقه السّنة ، جلد 2 ، صفحهء 230 . ( در اين زمينه روايات ديگرى در كتاب « مغنى ابن قدامه » و « نيل الأوطار شوكانى » نيز نقل شده است ) .
( 2 ) اين جمله ، نشان مىدهد كه از ميان احتمالات سه گانهء مزبور در مورد حمد ، احتمال سوّم مناسبتر است .
( 3 ) « دهر » به گفتهء راغب در مفردات ، در اصل اسمى است براى مجموع عمر جهان ؛ سپس به معناى وسيعترى كه عبارت از روزگار و زمان و تاريخ زندگى بشر است اطلاق شده ؛ گاه به معناى مردم زمانه و گاه به معناى خالق زمان نيز به كار مىرود .