به بهشت است - سخن مىگويد .
نخست مىفرمايد : « ايمان ، روشنترين راه ، با نورانىترين چراغ است » ( سبيل أبلج « 1 » المنهاج ، أنور السّراج « 2 » ) .
از آن جا كه بهترين راه ، راهى است كه در روزها روشن و بدون هيچ گونه مانع ، و شبها نيز داراى چراغ باشد ، امام عليه السّلام ايمان را به چنين راهى تشبيه كرده است . اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد از سراج چراغهايى است كه به صورت علامت در جادهها نصب مىگردد تا مسافران به بيراهه نروند يعنى ايمان ، راهش روشن و نشانههايش آشكار است .
سپس مىافزايد : « به سبب ايمان ، انسان به اعمال صالح رهنمون مىشود و به وسيلهء اعمال صالح ، ايمان آشكار مىگردد . با ايمان ، كاخ علم و دانش آباد مىشود و به وسيلهء علم ، هراس از مرگ ( و مسئوليتهاى بعد از آن ) حاصل مىگردد » ( فبالإيمان يستدلّ على الصّالحات ، و بالصّالحات يستدلّ على الإيمان ، و بالإيمان يعمر العلم ، و بالعلم يرهب الموت ) .
به يقين ، ايمان در هر دو جمله به معناى عقيدهء باطنى است ؛ در حالى كه « يستدلّ » در جملهء اوّل به معناى عليّت است و در جملهء دوم ، كاشفيّت ، يعنى ايمان سبب عمل صالح مىشود و عمل صالح ، كشف از ايمان مىكند ؛ ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه « يستدلّ » در هر دو به معناى عليّت باشد ؛ يعنى همان گونه كه ايمان ، سبب عمل صالح مىشود ، عمل صالح نيز سبب قوّت ايمان است .
و اين كه مىفرمايد : « به وسيلهء ايمان ، عالم علم آباد مىشود » ممكن است اشاره به دو نكته باشد :
هامش
( 1 ) « ابلج » از مادهء « ولوج » به معناى روشن شدن ، مخصوصا روشنايى آغاز صبح است .
( 2 ) معروف در ميان شارحان نهج البلاغه اين است كه « سبيل » خبر مبتداى محذوفى است و آن ايمان است به قرينهء آن چه در جملهء بعد آمده است . بعضى نيز احتمال دادهاند كه مبتداى محذوف « سبيل الجنّة » است كه در بخش قبل آمده و در واقع ، جملهء « و أمّا فلانه . . . » به صورت جملهء معترضهاى است كه در اين ميان ذكر شده است .