قابل توجّه اين كه ابن ابى الحديد در اين بخش از كلمات استادش ( شيخ ابى يعقوب ) اين نكته را نقل مىكند كه عايشه پس از آن كه على عليه السّلام ( به ناچار ) با ابو بكر بيعت كرد بسيار اظهار خوشحالى مىكرد و اين تظاهر به خشنودى در تمام مدّت خلافت پدرش ابو بكر و سپس عمر و عثمان ادامه داشت ؛ در حالى كه كينهها در درون او در جوشش بود تا زمانى كه عثمان كشته شد ؛ در حالى كه عايشه از كسانى بود كه مردم را بر ضد عثمان تحريك مىكرد و آرزويش اين بود كه خلافت به طلحه برسد ؛ اما هنگامى كه شنيد مردم با على بن ابى طالب عليه السّلام بيعت كردهاند فرياد كشيد و نداى واعثمانا ! سر داد و گفت : عثمان را مظلوم كشتند و كينههاى درونىاش به غليان آمد و ماجراى جمل از آن تولّد يافت . « 1 » و عجب اين كه جمعى از دانشمندان اهل سنت در عين اين كه اعتراف مىكنند ، عايشه راه خطا پوييد و در آتش افروزى جنگ جمل مرتكب گناه شد ، مىگويند : او بعدا توبه كرد و مشمول عفو خدا شد . سؤال اين است كه آيا ريختن خون هفده هزار و به روايتى بيست هزار مسلمان ! در جمل به اضافه مشكلات عظيمى كه از ناحيهء اين جنگ در تمام جهان اسلام پيدا شد و سالها يا قرنها ادامه يافت با يك « استغفر اللّه » بخشوده مىشود ؟ ! آيا خداوند از حقّ النّاس به اين آسانى مىگذرد آن همچنين حقّ النّاسى ؟
جالب اين كه به گفتهء « ابن عبد ربّه » در « عقد الفريد » بعد از جنگ جمل ، زنى به نام « أمّ اوفى » بر عايشه وارد شد و گفت :
اى امّ المؤمنين ، چه مىگويى دربارهء كسى كه بچهء صغير خود را كشته است ؟ عايشه بلافاصله گفت : آتش دوزخ بر او واجب شده . آن زن سؤال كرد : دربارهء زنى كه بيست هزار فرزند بزرگ خود را در يك صحنه كشته باشد چه مىگويى ؟ ( عايشه فهميد كه اشاره به او و ماجراى جنگ جمل مىكند ) گفت : بياييد اين دشمن خدا را بگيريد و بيرون بياندازيد . « 2 »
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 9 ، صفحهء 198 - 199 .
( 2 ) عقد الفريد ، جلد 5 ، صفحهء 79 .