اسلام بود - اشاره كرده و ضمن پنج جملهء پر معنا تمام گفتنىها را بيان مىكند ؛ مىفرمايد : « امّا فلان زن ، افكار زنانه دامنش را گرفت و كينههايى كه در سينهء خود پنهان مىداشت ، همچون كورهء آهنگران به غليان آمده بود ( و آشكار ساخت ) و اگر او را دعوت مىكردند كه مانند همين كار را كه دربارهء من انجام داد در مورد ديگرى انجام دهد هرگز اقدام نمىكرد ( و به خون خواهى عثمان بر نمىخاست ) با اين حال ، همان احترام نخستين را ( به سبب احترام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) دارد ؛ ولى حسابش با خداى متعال است ! » ( و أمّا فلانة فأدركها رأي النّساء ، و ضغن غلا في صدرها كمرجل « 1 » القين « 2 » ، و لو دعيت لتنال من غيري ما أتت إلىّ ، لم تفعل . و لها بعد حرمتها الأولى ، و الحساب على اللّه تعالى ) .
بى شك ، منظور از « فلانة » در عبارت ياد شده ، عايشه است و با توجه به اين كه اين خطبه پس از جنگ جمل ايراد شده هدف امام عليه السّلام اين بوده كه به بعضى شبهات پاسخ دهد ؛ از جمله اين كه اگر اين جنگ ، نامشروع بود چرا عايشه كه يكى از رهبرانش بود ، در آن شركت كرد ؟
امام عليه السّلام در پاسخ به اين سؤال به دو انگيزهء عايشه براى همكارى با طلحه و زبير اشاره مىكند : نخست ، داشتن افكار سست زنانه كه طلحه و زبير به آسانى توانستند فكر او را بدزدند و او را با خود همراه سازند و لذا در تواريخ مىخوانيم كه عايشه مدتى بعد ، از كار خود پشيمان شد و اظهار توبه مىكرد .
ديگر اين كه او كينههايى از من ( امام على بن ابى طالب عليه السّلام ) در سينه داشت كه بسيار پر جوش و خروش بود تا آن جا كه به او اجازه نمىداد درست در عواقب اين كار بينديشد و بداند با كه مبارزه مىكند و براى چه مبارزه مىكند و سرانجام اين مبارزه چه خواهد شد ؟ ! دربارهء عوامل اين كينهء داغ درونى ، شارحان نهج البلاغه سخنان بسيار گفتهاند ؛ ولى از
هامش
( 1 ) « مرجل » به معناى ديگ است .
( 2 ) « قين » به معناى آهنگر است .