بخش اوّل
فمن استطاع عند ذلك أن يعتقل نفسه على اللّه ، عزّ و جلّ ، فليفعل . فإن أطعتموني فإنّي حاملكم إن شاء اللّه على سبيل الجنّة ، و إن كان ذا مشقّة شديدة و مذاقة مريرة .
و أمّا فلانة فأدركها رأي النّساء ، و ضغن غلا في صدرها كمرجل القين ، و لو دعيت لتنال من غيري ما أتت إلىّ ، لم تفعل . و لها بعد حرمتها الأولى ، و الحساب على اللّه تعالى .
ترجمه
: آن كس كه در آن هنگام ( در فتنهها ) بتواند خود را وقف بر خداى متعال سازد بايد چنين كند و اگر مرا اطاعت كنيد من ( در ميان انبوه فتنهها ) به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد ؛ هر چند راهى است پر مشقّت و داراى تلخىهاى فراوان . امّا فلان زن ( اشاره به عايشه است ) افكار زنانه دامنش را گرفت و كينههايى را كه در سينهء خود پنهان مىداشت ، همچون كورهء آهنگران به جوشش در آمد ( و آشكار شد ) و اگر او را دعوت مىكردند كه مانند همين كار را كه در مورد من انجام داد دربارهء ديگرى انجام دهد ، هرگز اقدام نمىكرد ( و به خون خواهى عثمان بر نمىخاست اين يك بهانه بود ) به هر حال ، همان احترام نخستين را ( به خاطر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) دارد ؛ ولى حسابش با خداوند متعال است !
* * *