مىكند و آثار و بركات تقوا در وجود انسان را بر مىشمرد .
در بخش سوّم ، سخن از ناپايدارى دنيا و سرعت زوال نعمتها و ناتمام ماندن آرزوها و كم بودن فاصلهء زندگى و مرگ مىگويد .
در بخش چهارم اين خطبه با نصايح و اندرزهاى دقيق و حساب شده ، همگان را به اطاعت پروردگار دعوت مىكند و از فراموشى جهان آخرت و گرفتار شدن در چنگال غفلت و عدم توجه به وضع دنياى زودگذر بر حذر مىدارد .
ارتباط اين چهار بخش در ايجاد يك مجموعه ، از اندرزهاى منسجم بر كسى پوشيده نيست .
تعبيرات اين خطبه چنان فصيح و بليغ و لطيف است كه نويسندهء كتاب « الطراز » ( امام يحيى زيدى از علماى قرن هشتم ) در پايان اين خطبه بيانى دارد كه عين عبارت او چنين است : « لو كان كلام من كلام البشر معجزة لكان هذا هو الأوّل و لو أعجز شيء من الكلام بعد كلام اللّه لكان هذا هو الثّاني ؛ اگر سخنى از سخنان بشر معجزه باشد اين نخستين آنهاست و اگر كلامى بعد از كلام خدا اعجاز آميز باشد اين همان كلام دوّم است » « 1 » .
هامش
( 1 ) مصادر نهج البلاغه ، جلد 2 ، صفحهء 252 .