گروه اوّل همهء امتيازات را در كشور « مصر » مخصوص خود ساختند و گروه دوّم را به خاك سياه نشاندند ؛ مردانشان را مىكشتند و زنانشان را به اسارت مىگرفتند . و فساد در زمين را به حدّ اعلا رساندند إنّ فرعون علا في الأرض و جعل أهلها شيعا يستضعف طائفة منهم يذبّح ابناءهم و يستحي نساءهم إنّه كان من المفسدين « 1 » .
ادامهء خط نفاق جاهليّت بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، نيز همين سنّت فرعونى را به كار بست ، در عصر « بنى اميّه » همهء امتيازات كشور اسلامى ، مخصوص آنها بود و شيعيان على عليه السّلام و مخلصان اهل بيت را هر جا مىيافتند « تحت كلّ حجر و مدر » آنها را مىكشتند يا به سياه چالهاى زندان مىافكندند و صحنهء جهانى اسلامى را پر از فساد كردند .
جملهء « منقطع إلى الدّنيا » اشاره به اين است كه گروهى از آنان رسما به دنياپرستى روى آوردند ، كاخهاى پر زرق و برق آنها سر به آسمان كشيد و زندگى اشرافى آنها يادآور زندگى « كسرا و قيصر » بود ، ولى در ميان اطرافيان آنها زهد فروشانى بودند كه ظاهرا علاقه به دنيا نداشتند ولى دين خود را به دنياى دگران فروخته بودند ، به نفع آنها حديث جعل مىكردند و به پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله نسبت مىدادند ، و توجيهگر اعمال زشت و ننگين آنها بودند كه مصداقهاى آن بر همه روشن است .
نكته سرنوشت منحرفان از ولايت
اين خطبه در زمرهء قوىترين خطبههايى است كه از مسألهء ولايت
هامش
( 1 ) قصص ، آيهء 4 .