اسلامى كه به همه تعلق داشت تدريجا در اختيار قشر خاصى قرار گرفت .
جملهء « غالتهم السّبل » اشاره به اختلاف آرايى است كه پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وجود آمد و بسيارى از افراد ، محكمات اسلام را مطابق سليقهء شخصى خود و منافع خويش تفسير كردند ، و اين كار موجب گمراهى بسيارى از مردم شد ، همان گمراهى كه امام عليه السّلام از آن ، به هلاكت تعبير فرموده است .
منظور از « اتّكلوا على الولائج » اين است كه جمعى از مسلمانان ، محرم اسرار خود را از بيگانگان و منافقان انتخاب كردند .
جمله « و صلوا غير الرّحم » اشاره به آيهء شريفه
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
؛ بگو من در برابر رسالتم پاداشى جز مودت خاندانم را از شما نمىطلبم « 1 » » مىباشد ، كه گروهى آن را رها كردند و به غير آنها پيوستند .
و جمله « هجروا . . . » تأكيد ديگرى بر همين معناست كه آنها مأمور به مودّت اهل بيت عليهم السّلام و پيمودن راه ايشان شده بودند ، ولى آن را رها ساختند و پيرو ديگران شدند .
سپس امام عليه السّلام پرده را بالاتر زده و با صراحت بيشترى در مسألهء خلافت و تغيير اساس آن ، سخن مىگويند ، مىفرمايد : « آنها بنا ( ى خلافت و ولايت ) را از اساس و محل اصلى آن ، برداشته در غير جايگاهش ، نصب كردند » ( و نقلوا البناء عن رصّ « 2 » أساسه ، فبنوه في غير موضعه ) .
هامش
( 1 ) شورى ، آيهء 23 .
( 2 ) « رصّ » به معنى چسباندن چيزى به چيز ديگر است و « مرصوص » به هر بناى محكمى اطلاق مىشود . در جملهء بالا « رصّ » به معنى مرصوص است و تعبير امام عليه السّلام به « رص اساسه » از قبيل اضافهء صفت به موصوف مىباشد يعنى اساس محكم ولايت .