تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
گذارده شود ، سنّتى ترك مىشود ، و چگونه بدعتها بدترين امور است ؛ زيرا اگر به افراد اجازه داده شود كه هر كدام با سليقه و فكر ناقص خود چيزى را بر دين بيفزايد يا چيزى از آن را كم كند ، در يك مدّت كوتاه ، حقايق و احكام دين دگرگون مىشود ، و اصالت و اعتبار خود را از دست مىدهد ، و يك مشت افكار و خيالات واهى جاى تعليمات اصيل دين را مىگيرد ، و سرابها جاى چشمه‌هاى زلال آب خواهد نشست . نو آوريها اگر از طريق دقت و تحقيق بيشتر در ادلّهء احكام شرع باشد و حقايق تازه‌اى به كمك كتاب و سنّت و دليل قاطع عقل كشف شود ، نه تنها بدعت نيست بلكه سبب شكوفايى و بالندگى آيين خداست ، و به تعبير ديگر : كشف ، چيز تازه‌اى است و إلّا مكشوف ، در آيين خدا از قبل بوده است . ولى اگر ذوق و سليقه‌هاى شخصى و استحسانات ظنّى پايه و اساس نوآوريهاى دينى باشد ، جز گمراهى و ضلالت و مسخ شدن چهرهء دين نتيجه‌اى نخواهد داشت . از آنچه در بالا گفته شد روشن مىشود تفسيرى كه جمعى از شارحان نهج البلاغه براى جمله‌هاى بالا ذكر كرده‌اند و گفته‌اند : « هر بدعتى گزارده شود خلاف دستور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است ، كه بدعت را تحريم فرموده ، پس با بدعت ، سنّت ترك مىشود » . تفسير درستى نيست ، بلكه منظور اين است : هر موضوعى در اسلام ، حكمى دارد ، و هر بدعتى در تعارض با آن حكم الهى است ، پس با ظهور بدعتها احكام اصيل متروك مىشود . و نيز روشن شد اين كه بعضى ديگر از شارحان مانند « ابن ابى الحديد » بدعتها را به خوب و بد تقسيم كرده ، و مثلا نماز تراويح ( همان نمازهاى نافلهء شبهاى ماه رمضان كه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم به صورت فرادا انجام مىدادند و « عمر » ، بدعت جماعت را در آن گذاشت ) را جزو بدعتهاى خوب مىشمرد ،