تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
« عمر » تصميم گرفت شخصا با نيروهاى عجم در نهاوند رو به رو شود ، از صحابه مشورت خواست . « طلحه » و « عثمان » پيش قدم شدند و نظر خود را گفتند ، ولى « عمر » از امير مؤمنان على عليه السّلام تقاضاى اظهار نظر كرد ، حضرت نظر خود را داير بر عدم حضور « عمر » در جنگ طى بيانى مستدل و حساب شده ايراد فرمود كه خطبهء بالا بخشى از آن است . مرحوم « شيخ مفيد » در « ارشاد » مىگويد : از جمله امورى كه از امير مؤمنان على عليه السّلام در مورد ارشاد كردن مسلمين به آنچه مصلحتشان در آن است ، و پيشگيرى از مفاسدى كه اگر ارشاد حضرت عليه السّلام نبود به آن گرفتار مىشدند نقل شده ، چيزى است كه « ابو بكر هذلى » آن را بازگو مىكند : گروهى از مردم همدان و رى و اصفهان و دامغان و نهاوند با يكديگر مكاتبه كردند و رسولانى فرستادند و پس از مشورتها به اين نظر رسيدند ، كه چون اسلام رهبر نخستين خود ( پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) را از دست داده و پس از او زمامدارى آمده كه چندان دوام نكرد ، و بعد از او ديگرى آمده كه عمرش طولانى شده و به شهرهاى ما حمله نموده است ، اگر او را از سرزمين خود بيرون نرانيم ما را رها نخواهد كرد . خبر اتّحاد ايرانيان در مبارزهء در برابر لشكر اسلام به عمر رسيد و او بيمناك شد ، به مسجد آمد و جريان را با صحابه در ميان گذاشت ، هر كسى چيزى گفت ، ولى امير مؤمنان على عليه السّلام آخرين سخن را در اين زمينه ايراد كرد ( كه بخشى از آن در خطبهء مورد بحث آمده ) و خليفه را به آنچه را صلاح اسلام و مسلمين بود فراخوانده . « شيخ مفيد » در پايان اين نقل مىگويد : « بنگريد ! چگونه امام عليه السّلام در چنين موقعيت حسّاسى رأى صائب را بيان فرمود و مسلمين را نجات داد » « 1 » .
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد ، صفحهء 120 با كمى تلخيص .