جديدى پيدا مىكند ، در حالى كه دوستان قديم از او گرفته مىشوند ، و به همين ترتيب به هر نعمتى مىرسد ، نعمت ديگرى را از دست مىدهد ، و اين طبيعت زندگى دنيا و مواهب مادى است ، كه براى هيچ كس در هيچ زمان و مكان ، همهء آنها يك جا جمع نمىشود ، به هر كدام برسى ، ديگرى را از دست خواهى داد ، و اين هشدارى است به همهء انسانها ، كه به نعمتهاى دنيا دل نبندند ، و دل در گرو آنها ننهند ، تعبير به « و لا يحيا له أثر . . . » اشاره به اين است كه اگر انسان آثارى از خود به يادگار مىگذارد - خواه آثار علمى باشد يا بناهاى خير و عام المنفعه - حتما به خاطر آن نيروهايى از فكر و جسم خود را از دست مىدهد .
و تعبير « لا تقوم له نابتة . . . » مىتواند اشاره به موهبت فرزندان و نوهها باشد ، كه هر زمان آنها رشد و نمو مىكنند خويشاوندان بزرگتر او تدريجا از دست مىروند ، و ممكن است اشاره به هر گونه نمو و رويشى باشد ، مثلا انسان در گوشهاى از باغ خود نهالهاى تازهاى پرورش مىدهد ، در حالى كه در گوشهء ديگر درختان كهن يكى پس از ديگرى پژمرده يا خشك مىشود .
و در پايان اين بخش مىفرمايد : « ( و از همه مهمتر اين كه ) اصول و ريشههاى ما ، در گذشتند ، و ما فروع و شاخههاى آنها هستيم ، آيا شاخه بعد از رفتن ريشه ، بقايى دارد » ( و قد مضت أصول نحن فروعها ، فما بقاء فرع بعد ذهاب أصله ! ) .
اشاره به اين كه با توجه به اين كه پدران و نياكان ما همگى رفتند و در طريق فنا گام نهادند ، ما نبايد انتظار بقا داشته باشيم ؛ زيرا فرع زائد بر اصل غير ممكن است . بنابر اين دير يا زود بايد جاى خود را به آيندگان بسپاريم .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 633
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٣٣