نشسته است ، اما جملهء « لا تنالون منها . . . » اشاره به اين است كه اگر آفتى هم در بين نباشد ، نعمتهاى جهان با هم جمع نمىشوند ، به يكى مىرسى از ديگرى جدا مىشوى .
در ادامهء اين سخن امام عليه السّلام به شرح زيبايى از جمله قبل كه فرمود : به هر نعمتى برسى نعمت ديگرى را از دست مىدهى ، پنج نمونهء روشن را در پنج جمله بيان مىفرمايد . مىگويد : « هيچ كس از شما يك روز عمر نمىكند ، مگر اين كه از مجموعهء حيات وى روزى كاسته مىشود ، و غذايى بر او افزوده نمىگردد ، مگر اين كه از آن مقدار روزيى كه برايش تعيين شده به همان اندازه كم مىشود ، هيچ اثرى از او زنده نمىشود ، جز اين كه اثر ديگرى از او مىميرد ، و چيزى براى او تازه نمىشود ، مگر اين كه تازهاى از او كهنه مىگردد ، و هيچ چيز براى او نمىرويد ، جز اين كه چيزى از او درو مىشود » ( و لا يعمّر معمّر منكم يوما من عمره إلّا بهدم آخر من أجله ، و لا تجدّد له زيادة في أكله إلّا بنفاد ما قبلها من رزقه ؛ و لا يحيا له أثر ، إلّا مات له أثر ؛ و لا يتجدّد له جديد إلّا بعد أن يخلق « 1 » له جديد ؛ و لا تقوم له نابتة إلّا و تسقط منه محصودة « 2 » ) .
آرى ! هنگامى كه انسان طفل است ، شادابى مخصوصى دارد ، بعد كه به جوانى مىرسد ، و نشاط جوانى در او زنده مىشود ، شادابى طفوليّت از بين رفته است ، و هنگامى كه در مرحلهء پيرى گام مىنهد ، و وجود او مجموعهاى از تجارب و آگاهيها مىشود ، نشاط جوانى را از دست داده است ، همچنين خداوند نعمت فرزند به انسان مىدهد ، اما چيزى نمىگذرد كه پدر را از دست مىدهد ، دوستان
هامش
( 1 ) « يخلق » از مادّهء « خلوق » به معنى كهنه شدن است و « يخلق » از مادّهء « خلق » به معنى آفريدن است و در جملهء بالا معنى اوّل ارائه شده است .
( 2 ) « محصودة » از مادّهء « حصد » و « حصاد » ( بر وزن غصب ) به معنى درو كردن گرفته شده و لذا « محصود » چيزى است كه درو شده است .