بخش اوّل
أيّها النّاس ، إنّما أنتم في هذه الدّنيا غرض تنتضل فيه المنايا ، مع كلّ جرعة شرق ، و في كلّ أكلة غصص ! لا تنالون منها نعمة إلّا بفراق أخرى ، و لا يعمّر معمّر منكم يوما من عمره إلّا بهدم آخر من أجله ، و لا تجدّد له زيادة في أكله إلّا بنفاد ما قبلها من رزقه ؛ و لا يحيا له أثر ، إلّا مات له أثر ؛ و لا يتجدّد له جديد إلّا بعد أن يخلق له جديد ؛ و لا تقوم له نابتة إلّا و تسقط منه محصودة . و قد مضت أصول نحن فروعها ، فما بقاء فرع بعد ذهاب أصله !
ترجمه
اى مردم ! شما در اين جهان هدفى هستيد در برابر تيرهاى مرگ كه يكى پس از ديگرى به سوى شما پرتاب مىشود ، همراه هر جرعهاى بيم گلوگير شدن است . و با هر لقمهاى بيم گرفتن راه نفس ، به هيچ نعمتى از دنيا نمىرسيد ، جز اين كه نعمت ديگرى را از دست مىدهيد . و هيچ كس از شما يك روز عمر نمىكند ، مگر اين كه از جمع زندگى وى يك روز كاسته مىشود . غذايى بر او افزوده نمىگردد ، مگر اين كه از آن روزيى كه برايش تعيين شده به همان اندازه كم مىشود ، هيچ اثرى از او زنده نمىشود ، جز اين كه اثر ديگرى از او مىميرد ، چيزى براى او تازه نمىشود ، مگر اين كه تازهاى از او كهنه مىگردد و هيچ چيز براى او نمىرويد ، جز اين كه چيزى از او درو مىشود ، ( از همه مهمتر اين كه ) اصول و ريشههاى ما ، در گذشتند ، و ما فروع و شاخههاى آنها هستيم ، آيا شاخه