سابق بوده ، كه مرحوم « سيّد رضى » آن را از هم جدا نموده ، و به طور مستقل ذكر كرده است . در واقع هدف از هر دو ، يك چيز است ، و آن حفظ آبروى مسلمين و كمك به خوش بينى و اعتماد مردم به يكديگر و پرهيز از آثار سوء غيبت و عيبجويى است .
در خطبهء قبل امام عليه السّلام طرق پيشگيرى از غيبت را بيان فرمود ، و در اين خطبه سعى مىفرمايد آثار محرّب غيبت را كم كند ، و يا از ميان ببرد .
نخست مىفرمايد : « اى مردم ! هر كس از برادر مسلمانش استوارى در دين و درستى روش را مشاهده كند ، بايد به سخنانى كه اين و آن در نكوهش او مىگويند گوش فرا ندهد » ( أيّها النّاس ، من عرف من أخيه وثيقة دين و سداد « 1 » طريق ، فلا يسمعنّ فيه أقاويل الرّجال ) .
در حقيقت امام عليه السّلام در اين بخش كوتاه از خطبه ، از طرق مختلفى آثار سوء غيبت را در شنونده خنثى مىكند ، و نخستين طريق آن همان است كه در عبارت بالا آمده است ؛ زيرا انسان هنگامى كه كسى را به حسن سابقه و تقواى الهى شناخته باشد ، بايد اطمينان پيدا كند اگر چيز خلافى دربارهء او مىگويند ، اشتباه است ، زيرا هميشه موارد مشكوك را بر موارد معلوم حمل مىكنند ، و به تعبير مشهور « الظّن يلحق الشيء بالأعمّ الأغلب » .
البتّه مفهوم اين سخن آن نيست كه غيبت و عيبجويى ، افراد را دربارهء كسانى كه سابقهء آن را نداريم ، بپذيريم ، بلكه هدف تأكيد بيشتر در مورد افراد
هامش
( 1 ) « سداد » به معنى گفتار و عمل صحيح است اين واژهگاه به معنى مصدرى و گاه اسم مصدرى به كار رفته و به نظر مىرسد با مادّهء « سدّ » كه به معنى ديوارهاى محكمى است كه در برابر سيلاب و مانند آن مىبندند از نظر مفهوم قرابت دارد زيرا سخنان حق و درست داراى استحكام خاصى است .