آن كه با گوشهاى خود سخنان باطل فراوان ( و شايعات بىاساس ) مىشنوى » « 1 » .
كوتاه سخن اين كه ، نه هر چه انسان مىبيند حق است ؛ چرا كه گاه چشم خطا مىكند ، و نه هر چه مىشنود باطل است ؛ چرا كه ممكن است گويندگان افراد عادل و ثقه و معتبر و دقيقى باشند ، ولى در ميان ديدهها خطا كم است ، اما در ميان شنيدهها سخن باطل بسيار است ، و آنچه در خطبهء بالا آمده است اشاره به همين نكته دارد .
آنچه در بالا آمد شايد بهترين تفسيرى باشد كه براى جملهء فوق به نظر مىرسد ، بعضى از شارحان نهج البلاغه تفسير ديگرى دارند كه خلاصهاش چنين است : جملهء « ميان حق و باطل چهار انگشت فاصله است » ، اشاره به عيوبى است كه دربارهء اشخاص گفته مىشود ، بسيارى از اين عيوب ، ناشى از سوءظن ، عدم تحقيق ، حسد ، كينهتوزى ، و مانند آن است ، بنابر اين در ميان اين گفتهها دروغ و باطل فراوان است ، ولى اگر انسان عيوبى را با چشم خود ببيند ، مىتواند قبول كند كه فلان شخص داراى فلان عيوب است .
نكته يك درس عالى اخلاقى
اگر مردم جهان همين جملهء اخير را كه امام عليه السّلام مىفرمود : « ميان حق و باطل چهار انگشت بيشتر فاصله نيست » ، به خاطر بسپارند ، و هميشه و در همه جا به آن عمل كنند ، به يقين خوش بينى و حسن ظن جاى بدبينى و سوءظن ، و اعتماد جاى بىاعتمادى ، و محبّت جاى نفرت و كينهتوزى را خواهد گرفت ، و
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 72 ، صفحهء 196 .