شرح و تفسير شما اصرار به بيعت داشتيد
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، اشاره به مسألهء بيعت كرده و با صراحت مىفرمايد : من هرگز براى بيعت ، به سراغ شما نيامدم ، اين شما بوديد كه به سراغ من آمديد و اصرار كرديد ، مىفرمايد : « شما همچون مادرانى كه از روى شوق به فرزندان خود روى مىآورند ، به سوى من آمديد ، و مىگفتيد : بيعت ! بيعت ! من دستم را بستم و شما آن را گشوديد ، من دست خود را عقب مىكشيدم و شما به سوى خود مىكشيديد ! » ( فأقبلتم إليّ إقبال العوذ « 1 » المطافيل « 2 » على أولادها ، تقولون : البيعة البيعة ! قبضت كفّي فبسطتموها ، و نازعتكم يدي فجاذبتموها ) .
امام عليه السّلام در واقع به اين حقيقت اشاره مىكند كه ، شما مردم بايد مدّعيان خونخواهى قتل عثمان كه آن را بهانهاى براى دست يا بى به خلافت و حكومت قرار دادهاند ، يعنى « طلحه » و « زبير » را با من مقايسه كنيد ، آنها با هر حيله و نيرنگ بدنبال رسيدن به مقصودشان هستند ولى من از آغاز امر به شما نشان دادم كه طالب مقام نيستم ، شما بوديد كه با اصرار هر چه تمامتر مىخواستيد با من بيعت كنيد ، و اگر بيعت شما را پذيرا شدم تنها به خاطر انجام يك مسئوليت بزرگ الهى ، يعنى اجراى حق و عدالت و احياى اسلام بود .
تعبيرات امام عليه السّلام بيانگر اشتياق فوق العادهء مردم به بيعت است ، در عين بى اعتنايى امام عليه السّلام نسبت به آن .
هامش
( 1 ) « عوذ » جمع « عائذ » به معنى حيوان يا انسانى كه تازه فرزند آورده است .
( 2 ) « مطافيل » جمع « مطفل » ( بر وزن مسلم ) به معنى انسان يا حيوانى است كه داراى فرزند است بنابر اين « عوذ » و « مطافيل » قريب المعنى مىباشند و در اين جا جنبهء تأكيد دارند .