آن گاه براى توضيح بيشتر به دليل روشنى تكيه كرده مىفرمايد : « اگر من در ريختن اين خون ( فرضا ) شريك آنها بودم آنان نيز در آن سهمى دارند ، و اگر خودشان به تنهايى اين كار را كردهاند بايد انتقام را از خود بگيرند و نخستين مرحلهء عدالت اين است كه خود را محكوم كنند » . ( فإن كنت شريكهم فيه ، فإنّ لهم نصيبهم منه ، و إن كانوا ولوه دوني فما الطّلبة إلّا قبلهم . و إنّ أوّل عدلهم للحكم على أنفسهم ) .
به يقين امام عليه السّلام در خون عثمان شريك نبود ، هر چند بسيارى از صحابه ، عثمان را مستحق چنين امرى مىدانستند ولى امام عليه السّلام نه تنها در اين كار شركت نكرد بلكه فرزندان خود امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام را براى دفاع از او فرستاد ، امّا در برابر بهانهجويىهاى « طلحه » و « زبير » و به اصطلاح خلع صلاح آنان مىفرمايد : احدى نگفته است كه من به تنهايى قاتل عثمان بودهام به فرض كه من در اين كار شركت داشتهام ، شما نيز شريك من بودهايد بنابر اين با كدام منطق چيزى را كه در آن شريك بودهايد بر ديگرى عيب مىگيريد و اگر عامل اصلى تنها شما بودهايد تمام ملامت متوجه شماست و شما بايد قبل از هر كس خود را محكوم كنيد .
در عالم سياست بازان شيطانى ، هميشه معمول است كه براى اقدام بر ضدّ رقيبان خود دنبال بهانهء عوام پسندى هستند و سعى مىكنند رقيب را به كارى كه در نظر تودهء مردم ناخوشايند است متهم كنند ، حتى اگر عامل اصلى آن كار خودشان باشند ، در چنين برنامههايى نه منطق حاكم است نه عدالت و وجدان و شرف ، هدف بيرون راندن رقيب است به هر قيمتى كه ممكن شود و اين درست همان راهى است كه « طلحه » و « زبير » و « عايشه » بعد از بيعت تودهء مردم با على عليه السّلام پيمودند و به وسيلهء آن گروه زيادى را براى جنگ با حضرتش بسيج نمودند ، سرانجام خودشان نيز در اين آتش سوختند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 509
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٠٩