زيان ( در جامعه اسلامى ) و اشتباه كارى ظلمانى همراه آنهاست ولى مطلب ( براى هوشياران ) واضح است ( به همين دليل ) باطل از ريشه كنده شده و زبانش از فتنهانگيزى بريده است . به خدا سوگند ! حوض آبى براى آنها فراهم سازم كه فقط خودم بتوانم آب آن را بكشم . به يقين آنها از آن سيراب بر نمىگردند و پس از آن ديگر آبى نخواهد نوشيد .
شرح و تفسير دروغگويان بىانصاف !
شك نيست كه « طلحه » و « زبير » از كسانى بودند كه مردم را بر ضدّ « عثمان » تحريك مىكردند و به گفتهء دوست و دشمن در قتل « عثمان » شريك بودند ، همان گونه كه « عايشه » نيز مخالفت خود را با كارهاى او با صراحت بيان مىكرد ولى عجب اين كه هنگامى كه على عليه السّلام با بيعت عامّهء مردم زمام حكومت را بدست گرفت هم « طلحه » و « زبير » بر ضدّ او بر خاستند و هم « عايشه » ، و جالب اين كه بهانهء آنها در اين كار خونخواهى عثمان بود و تاريخ از اين عجايب و فرصت طلبىهاى طالبان زر و زور ، فراوان به خاطر دارد .
به هر حال امام عليه السّلام در اين خطبه اشاره به همين مطلب كرده ، نخست مىفرمايد : « به خدا سوگند ! آنها ( آتش افروزان جنگ جمل ) هيچ ايراد ( منطقى ) بر من نداشتند و ميان من و خود ، انصاف را مراعات ننمودند » . ( و اللّه ما أنكروا عليّ منكرا ، و لا جعلوا بيني و بينهم نصفا « 1 » ) .
سپس مىافزايد : « آنها حقّى را مطالبه مىكنند كه خود آن را ترك نمودهاند و انتقام خونى را مىخواهند كه خود آن را ريختهاند » ( و إنّهم ليطلبون حقّا هم تركوه ، و دما هم سفكوه ) .
هامش
( 1 ) « نصف » به كسر نون و به ضمّ آن به معنى انصاف است .