و در توضيح و تكميل آن مىافزايد : « و ما وراى آن چيزى نمىبينند در حالى كه شخص بصير و روشن ضمير ، ديدش در آن نفوذ مىكند و از آن مىگذرد ، و مىداند كه سراى جاودان ، وراى آن است » ( لا يبصر ممّا وراءها شيئا ، و البصير ينفذها بصره ، و يعلم أنّ الدّار وراءها ) .
آرى دنياپرستان ، به خاطر دلباختگى و شيفتگى ، نسبت به زرق و برق دنيا ، همچون كسى هستند كه در زندانى بدون روزنه ، محبوس است ، جز داخل زندان چيزى را نمىبينند ، يا ديد چشمشانشان ضعيف است و يا حجابها اطراف آنها را گرفته ، و يا هر دو .
ولى حق جويان حق طلب ، ديدشان نافذ و حجابى در برابر آنها نيست ، به همين دليل سراى آخرت را كه منزلگاه جاودانى آنهاست ، با چشم دل ، به روشنى مىبينند ، و تمام همّت خود را متوجّه آن مىسازند .
اساسا اگر دنيا را آن چنان كه هست ، بشناسيم ، ايمان به آخرت به دنبال آن خواهد بود ، چرا كه دنيا ، منهاى آخرت ، نامفهوم است ، آيا خالق حكيم ، ممكن است اين همه تشكيلات وسيع جهان را بيافريند براى اين كه انسانها چند روزه ، در آن بخورند و بنوشند ، بخوابند و بيدار شوند و سرانجام بميرند و خاك شوند و به فراموشى سپرده شوند ؟ در حالى كه قسمت آغاز اين عمر كوتاه همانند قسمت پايانش ، آميخته با ضعف و ناتوانى است و قسمت ميانى كه قابل استفاده است توأم با انواع مشكلات و مصائب و درد و رنجهاست ؟ كدام حكيم ، چنين كار غير حكيمانهاى انجام مىدهد ؟ ! به همين دليل ، قرآن مجيد مىفرمايد :
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ »
؛ آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند و از آخرت ( و پايان كار ) غافلند » « 1 » .
هامش
( 1 ) روم ، آيهء 7 .