در دوّمين نكته كه در واقع جنبهء نتيجه نسبت به نكتهء اوّل ، دارد مىفرمايد : « از اين رو شخص بصير و بينا آمادهء كوچ كردن از دنياست ، حال آن كه كوردل اعمى ، چشمش را به آن دوخته و به سوى آن حركت مىكند » ( فالبصير منها شاخص ، و الأعمى إليها شاخص ) .
بنابر اين تفسير « شاخص » در دو معنا به كار رفته ، و به اصطلاح مصداق « جناس تام » است ؛ معنى اوّل از مادّهء « شخوص » به معنى كوچ كردن و رخت بر بستن است ، و معنى دوّم خيره شدن و چشم به جايى دوختن و از حركت بازماندن ، گويى چشم مىخواهد از حدقه بيرون آيد و از آن جا رخت بربندد .
اين عبارت تفسير دوّمى دارد كه بسيارى از شارحان نهج البلاغه فقط همان را ذكر كردند و آن اين كه « شاخص » در اين جا به معنى كوچ كننده است منتها هنگامى كه گفته شود : « منها شاخص » يعنى از آن كوچ مىكند و هنگامى كه گفته شود « اليها شاخص » يعنى به سوى آن كوچ مىكند و فرق افراد بصير و كوردل در همين است .
و در سوّمين و آخرين نكته مىفرمايد : « انسان بصير و بينا از آن ( دنيا ) زاد و توشه بر مىگيرد در حالى كه كوردل براى آن ، زاد و توشه مىاندوزد ! » ( و البصير منها متزوّد ، و الأعمى لها متزوّد ) .
در اين تعبير لطيف نيز « متزوّد » به معنى كسى است كه زاد و توشه مىاندوزد ، بينايان از آن براى سراى آخرت زاد و توشه مىاندوزند ، همان گونه كه قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
« 1 » ولى كوردلان براى زيستن و عيش و نوش در دنيا ، زاد و توشه مىاندوزند ؛ تفاوت اين دو مسير كاملا مختلف ، فقط با كلمهء « منها » و « لها » مشخص شده است .
هامش
( 1 ) بقره ، آيهء 197 .