تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مال شخصى من است و به خدا سوگند ، حرام به آن راه نيافته ، ابوذر نپذيرفت و گفت : من از غنىترين مردم هستم و خداوند مرا به ولايت على بن ابى طالب و خاندانش غنى فرموده است مال را برگردانيد و به او بگوييد من نيازى ندارم و داور ميان من و او خداست « 1 » . سرانجام عثمان از انتقادهاى ابوذر بر خلاف كارىهاى بىحسابش به تنگ آمد و با اطرافيانش مشورت كرد و نظر دادند او را از مدينه تبعيد كنند . ابوذر پيشنهاد شام و عراق را كرد ولى هيچ كدام را نپذيرفتند چون مىدانستند شورش به پا مىشود ، سرانجام او را به نقطهء بسيار بد آب و هوايى در اطراف مدينه به نام « ربذه » « 2 » تبعيد كردند كه در آن سرزمين بىآب و علف جان سپرد ، حتى كفنى براى دفن شدن نداشت تا اين كه گروهى به همراهى « مالك اشتر » از آن جا عبور كردند تنها دختر و همسفر ابوذر كه بر سر راه نشسته بود آنان را خبر كرد ، آمدند كفن گران بهايى بر او پوشاندند و « عبد اللّه بن مسعود » صحابى بزرگوار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او نماز خواند و با احترام تمام او را به خاك سپردند « 3 » .

2 - ابوذر و اشتراكيّت ( سوسياليسم )

جمعى از متعصبين به خاطر علاقه به « معاويه » و « بنى اميه » و يا علاقهء بيش از حد به « عثمان » سعى كرده‌اند ، شخصيت « ابوذر » را زير سؤال ببرند
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 22 ، صفحهء 398 . ( 2 ) در « معجم البلدان » آمده است كه « ربذه » از قراى اطراف « مدينه » است كه سه روز با آن فاصله كرد ( حدود 150 كيلومتر ) . ( 3 ) مطالب بالا از كتب معروف متعددى تلخيص شده است مانند شرح نهج البلاغهء « ابن ابى الحديد » ، شرح مرحوم « شوشترى » و شرح مرحوم « خويى » بر نهج البلاغه و بحار الانوار .