زيرا اگر بخواهند ابوذر را مرد خدا و يا راستگوترين فرد روى زمين بدانند و عثمان را به عنوان خليفه مسلمين و معاويه را به عنوان صحابه ارج نهند جمع ميان اين دو غير ممكن است . لذا چون ديوار ابوذر را به اصطلاح كوتاهتر ديدهاند شخصيت او را زير سؤال بردهاند و گفتهاند : ابوذر اعتقاد به مالكيت شخصى اموال نداشته و نوعى تفكر اشتراكى داشته است .
« زركلى » در كتاب « الاعلام » دربارهء او مىگويد : « و لعلّه أوّل إشتراكيّ طاردته الحكومات ؛ شايد او اوّلين اشتراكى باشد كه حكومتهاى وقت او را طرد كردهاند » « 1 » .
اين در حالى است كه ابوذر هيچگاه سخنى كه نفى مالكيت شخصى كند بر زبان نراند ، بلكه لبه تيز حملهء او بر ثروت اندوزانى چون معاويه يا تقسيم كنندگان بىرويه همچون عثمان بود . و لذا در عصر « ابو بكر » و « عمر » كه در تقسيم بيت المال ملاحظاتى مىشد ، سخنى نگفت .
بعضى مىگويند : در تعبيرات « ابوذر » ، تعبير مال اللّه ديده مىشود از اين كلمه استفاده كردهاند كه او مالكيت خصوصى را نفى مىكرد ، ولى تعبير « مال اللّه » در مورد « بيت المال » تعبير رايجى است .
مرحوم علامهء امينى رحمه اللّه در جلد هشتم « الغدير » هنگامى كه تهمت اشتراكيّت را به ابوذر نقل مىكند مىگويد : « تعبير به مال اللّه در سخنان صحابه فراوان است » سپس چندين روايت را از « عمر » نقل مىكند كه همه آنها در كتاب اموال « ابى عبيده » آمده است در اين روايات « عمر » صريحا تعبير به مال اللّه كرده است .
امير مؤمنان على عليه السّلام نيز در روايات متعددى كه از آن حضرت نقل شده
هامش
( 1 ) « الاعلام » « زركلى » ذيل كلمهء « جندب » .