كسى در ميان صحابه به جلالت قدر و بلندى مقام سلمان و ابوذر و مقداد نبود . حديث معروف « ما اظلّت الخضراء و لا اقلّت الغبراء على ذي لهجه أصدق من أبي ذرّ يعيش وحده و يموت وحده و يبعث وحده و يدخل الجنّة وحده ؛ آسمان سايه نيفكنده و زمين بر دوش خود حمل نكرده كسى را كه راستگوتر از ابوذر باشد تنها زندگى مىكند و تنها مىميرد و تنها در قيامت مبعوث مىشود و تنها وارد بهشت مىشود » « 1 » . كه دربارهء « ابوذر » وارد شده يكى از بهترين نشانههاى شخصيت اوست .
« ابوذر » در « مدينه » همواره ملازم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در خدمت آن حضرت بود .
پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه خلافت به « عثمان » رسيد و او بيت المال را به دامادش « مروان » همان فرد منحرف دنياپرست سپرد ، « ابوذر » زبان به اعتراض گشود و در كوچهها آيهء
« وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ »
« 2 » را كه تعريضى به « عثمان » و اطرافيانش در زمينهء غارت بيت المال مسلمين بود ، با صداى بلند مىخواند و آنان را به باد انتقاد مىگرفت .
اين سخن بارها به گوش عثمان رسيد و در برابر آن سكوت اختيار كرد ولى چيزى نگذشت كه وجود « ابوذر » و سخنان او براى « عثمان » و دار و دستهاش غير قابل تحمل شد . « عثمان » كسى را به سراغ « ابوذر » فرستاد و به او توصيه كرد كه دست از اين كار بر دارد .
ابوذر گفت آيا « عثمان » مرا از خواندن قرآن نهى مىكند ؟ به خدا قسم رضاى خدا را بر خشم « عثمان » مقدّم مىدارم .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 22 ، صفحهء 398 .
( 2 ) توبه ، آيهء 34 .