گوش او از شنيدن اندرزها كر است شخص ديگرى را مىبينى ؟ ! » ( اضرب بطرفك « 1 » حيث شئت من النّاس ، فهل تبصر إلّا فقيرا يكابد « 2 » فقرا ، أو غنيّا بدّل نعمة اللّه كفرا ، أو بخيلا اتّخذ البخل بحقّ اللّه وفرا « 3 » ، أو متمرّدا كأنّ بأذنه عن سمع المواعظ وقرا « 4 » ) .
امام عليه السّلام در اين تعبيرهاى گويا و زيبا ، انگشت روى چهار گروه محروم يا منحرف كه اساس فساد و ويرانى جامعه را تشكيل مىدهند مىگذارد : نخست « فقيرانى » كه در چنگال فقر گرفتارند ، فقرى كه « كاد أن يكون كفرا » ( گاه انسان را به كفر مىكشاند ) و « اغنيايى » كه چنان در ناز و نعمت و لذّت و شهوت ، فرو رفتهاند كه همه چيز را به فراموشى سپرده و غرق كفران شدهاند و « بخيلانى » كه چنين مىپندارند بخل سبب فزونى ثروت و سرمايه است و « گردنكشان » مست و مغرورى كه گوششان بدهكار سخن حق نيست .
تعبير زيباى امام عليه السّلام كه مىگويد : به هر سو مىخواهى نگاه كن ؛ غير از اين گروهها شخص ديگرى را نمىيابى ، دليل بر اين است كه فقر و فساد آن چنان فراگير شده بود كه در همه جا آثارش نمايان ، و دليل اين فراگيرى همان است كه در بالا به آن اشاره شد .
هامش
( 1 ) « طرف » گاه به معنى چشم آمده و گاه به معنى حركت پلك چشمها و از آن جا كه هنگام نگاه كردن ، پلكها به حركت در مىآيد اين واژه به معنى نگاه كردن نيز استعمال شده است .
( 2 ) « يكابد » از مادّهء « كبد » ( بر وزن كبك ) به معنى تحمل رنج و مشقت است و به معنى مشقت افكندن نيز آمده است ، و در خطبه بالا معنى اوّل مقصود است .
( 3 ) « وفر » به معنى فراوانى است .
( 4 ) « وقر » به معنى سنگينى است .