تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
امام عليه السّلام در اين عبارت وضع مردم دنيا را به مهمانانى تشبيه فرموده است كه براى مدّت محدودى در جايى به مهمانى دعوت شده‌اند و به افراد بدهكارى كه طلبكاران آنها را رها نمىكنند . بديهى است ميهمان ، خانهء ميزبان را سراى ابدى نمىبيند ، هرگز دل به آن نمىبندد و بر آن تكيه نمىكند و به خاطر آن ، دل نمىسوزاند . شخص بدهكارى كه از طرف طلبكاران پيوسته دنبال مىشود چاره‌اى جز اين ندارد كه هر چه پيدا مىكند تدريجا به آنها بدهد به اميد روزى كه تمام بدهى ، پرداخته شود گويى عمرى را كه خدا به ما داده است جزو بدهكاريهاى ماست كه لحظه به لحظه از ما گرفته مىشود و مشكل مهم اين جاست كه در كنار اين عمر ناپايدار و به سرعت گذرا ، اعمالى كه ما انجام مىدهيم به طور كامل حفظ مىشود و بايد پاسخگوى آن باشيم . بعضى از شارحان نهج البلاغه در اين جا سخنى از بعضى از ارباب معنى نقل كرده‌اند كه مىگويد : « ما ادري كيف أعجب من الدّنيا ! أمن حسن منظرها و قبح مخبرها أم من ذمّ النّاس لها و تناحرهم عليها ! ؛ نمىدانم چگونه از اين دنيا تعجّب كنم ، ظاهرش چقدر زيباست اما باطنش چقدر زشت ، مردم همه آن را نكوهش مىكنند ولى براى به چنگ آوردنش با يكديگر مىجنگند ! » « 1 » . امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىافزايد : « چه بسيار كوشش كننده‌اى كه به جايى نرسيد و زحمت كشنده‌اى كه جز زيان چيزى نصيبش نشد » ( فربّ دائب « 2 » مضيّع ، و ربّ كادح « 3 » خاسر ) .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 8 ، صفحهء 247 . ( 2 ) « دائب » از مادّهء « دؤوب » ( بر وزن غروب ) به معنى استمرار در انجام كارى است . ( 3 ) « كادح » از مادّهء « كدح » ( بر وزن مدح ) به معنى سعى و كوشش توأم با رنج و تعب در انجام كارى است .