آيا هرگز به شما خبر رسيده كه دنيا فديهاى براى يكى از آنها داده باشد ( تا او را از مرگ يا سكرات آن ) رهايى ببخشد ؟ يا كمكى به آنها در اين مسير كند ؟ يا حدّاقل هم نشين خوبى براى آنان باشد ؟ ( نه ، هرگز كمكى به فداييان خود نكرده ) بلكه به عكس آنها را زير آفتهاى گوناگون پوشانيد و طوق حوادث دردناك كوبنده را بر گردنشان افكند و با انواع شدائد و مشكلات ذليلشان نمود ، و به صورت به خاك افكند و پايمالشان كرد ، و به يارى گردش روزگار بر ضدّ آنها برخاست .
شما با چشم خود ديديد ( و در تواريخ خوانديد ) كه دنيا در برابر دنياپرستان و كسانى كه آن را بر همه چيز مقدّم مىداشتند و بر آن تكيه مىكردند هنگام كوچ هميشگى از آن چهره در هم كشيد و خود را كاملا ناآشنا جلوه داد .
آيا دنيا براى دنياپرستان زاد و توشهاى جز گرسنگى فراهم كرد ؟ و جز فشار و تنگى محلّى براى آنها آماده ساخت ؟ و جز ظلمت و تاريكى براى آنها نورى مهيّا نمود ؟ ( نه ، هرگز ، بلكه آنها را در گورهاى تاريك و تنگ و وحشتناك جاى داد ) و آيا سرانجام جز ندامت چيزى براى آنها ببار آورد ؟ آيا چنين دنيايى را بر همه چيز مقدّم مىشمريد ؟ و بر آن تكيه مىكنيد ؟ و نسبت به آن حرص مىورزيد ؟ ! چه بد خانهاى است اين دنيا براى كسى كه نسبت به آن خوشبين باشد و در آن آسوده خاطر زندگى كند ! !
شرح و تفسير كمى به گذشته بنگريد !
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه در ادامهء نكوهش دنياى فريبنده و زودگذر ، دست مخاطبين خود را گرفته و به اعماق تاريخ گذشته مىبرد و زندگى قدرتمندان و زورمندان پر سر و صدا و صاحب اموال و آمال را به آنها نشان