و أعانت عليهم ريب المنون « 1 » ) .
اين تعبيرات حساب شده و كوبنده ، اشاره به اين است كه دنيا ، نه اين كه دنياپرستان را به كمترين چيزى يارى نكرد ، بلكه به عكس با تمام قوّت و قدرت براى كوبيدن و پايمال كردن و نابود ساختن آنها بپاخاست و هر چه در توان داشت بر ضدّ آنها به كار گرفت .
جالب ، اين كه : در بيان كمكهاى دنيا از كمكهاى بزرگ شروع مىكند تا به كوچك مىرسد ولى در مورد زيانهايى كه به دنياپرستان رسانده از مراحل پايينتر گرفته و به آخرين مرحله كه لگدمال كردن و نابود ساختن است مىرساند و اين نهايت فصاحت و بلاغت در بيان حقايق تلخ و ناگوار را نشان مىدهد و نهايت بىوفايى و پستى دنيا را آشكار مىسازد .
سپس امام در يك نتيجهگيرى روشن مىفرمايد : « شما با چشم خود ديديد ( و در تواريخ خوانديد ) كه دنيا در برابر دنياپرستان و كسانى كه آن را بر همه چيز مقدّم مىداشتند و بر آن تكيه مىكردند ، هنگام كوچ هميشگى از آن چهره در هم كشيد و خود را كاملا ناآشنا جلوه داد » ( فقد رأيتم تنكّرها لمن دان لها و آثرها و أخلد « 2 » إليها حين ظعنوا عنها لفراق الأبد ) .
« آيا دنيا براى دنياپرستان زاد و توشهاى جز گرسنگى فراهم كرد ؟ و جز فشار و تنگى محلّى براى آنها آماده ساخت ؟ و جز ظلمت و تاريكى براى آنها نورى مهيّا نمود ؟ ( نه هرگز ، بلكه آنها را در گورهايى تنگ و تاريك و وحشتناك جاى داد ) و سرانجام آيا جز ندامت چيزى براى آنها ببار آورد » ( و هل زوّدتهم إلّا
هامش
( 1 ) « ريب المنون » : « ريب » به معنى شكّى است كه سرانجام پرده از روى آن برداشته شود و به يقين برسد و « منون » به معنى مرگ است و « ريب المنون » به معنى مرگ احتمالى و گاه به معنى حوادث سخت روزگار ، مىآيد كه در آغاز مشكوك است و بعد به يقين مىپيوندد .
( 2 ) « أخلد » از مادّهء « اخلاد » و از ريشهء « خلود » گرفته شده است و جملهء « أخلد اليها » به اين معناست كه دنياپرستان نهايت تمايل به دنيا را دارند و گويى به آن چسبيدهاند .