اين تعبير نشان مىدهد كه آنها گر چه در آغاز كار فقير و گرسنه بودند و لباسهاى ژنده در تن مىپوشيدند ولى به هنگامى كه با غارت كشورهاى ثروتمند دستشان به اموال و ثروتهايى رسيد به سراغ لباسهاى پر زرق و برق و رنگارنگ و اسبهاى گران قيمت رفتند .
اين احتمال نيز وجود دارد چون آنها علاقهء زيادى به جنگيدن داشتند و معروف است لباسهاى ابريشمين و حرير به انسان قوّت قلب مىبخشد و در برابر شمشير مقاومتر است و اسبهاى چابك و ممتاز كارآيى زيادى در ميدان جنگ دارد به سراغ آن مىرفتند . سپس به سراغ اعمال آنها مىرود و در دو سه جملهء كوتاه ابعاد فاجعهاى را كه آنها ببار مىآورند را چنين بيان مىفرمايد : « و در آن زمان آنان چنان كشتار مىكنند كه مجروحان از روى بدن كشتگان عبور مىكنند ! و فراريان از اسير شدگان كمترند ! » ( و يكون هناك استحرار « 1 » قتل حتّى يمشي المجروح على المقتول ، و يكون المفلت « 2 » أقلّ من المأسور « 3 » ) .
اين دو جمله به خوبى نشان مىدهد كه ابعاد فاجعه تا چه حدّ گسترده است .
بر زمينها ، جاى خالى براى عبور مجروحان نيست بايد پا بر روى اجساد بىجان كشتگان بگذارند و بگذرند و كسانى كه كشته نمىشوند به اسيرى در مىآيند و آنها كه جان سالم به دربرند بسيار كمند .
هامش
( 1 ) « استحرار » از مادّهء « حرارت » به معنى گرما گرفته شده و در اين جا به معنى شدت و حدّت است .
( 2 ) « مفلت » از مادّهء « فلت » ( بر وزن فرد ) به معنى رها شدن و فرار كردن است و « مفلت » به كسى گفته مىشود كه از تنگنايى رهايى يافته است .
( 3 ) « مأسور » به معنى اسير است .