ريشههاى درختان استفاده مىكرد و خودشان از گوشت مردار و سگ و خوك و هر چه به دست مىآوردند ، و در برابر گرسنگى و عطش و مشكلات تحمّل فراوانى داشتند ، آنها افرادى بسيار كينه توز و انتقام جو بودند و هر جا مىرسيدند مردان را مىكشتند و اموال را غارت مىكردند و شهرها را مىسوزاندند و زنان و كودكان را اسير كرده ، با خود مىبردند ، آنها از شرق كشور ايران وارد شدند و چنان رعب و وحشت ايجاد كرده بودند كه كمتر كسى به فكر مقابله با آنان بود و در موارد كمى كه جنگجويان ايرانى به فكر مقاومت افتادند سرانجام از پاى در آمدند و تسليم شدند و به قتل رسيدند .
گاه براى سهولت كار ، مردم بعضى از شهرهاى مهم را امان مىدادند آنها نيز دروازههاى شهر را مىگشودند ولى اين وحشيان آدمنما به زودى امان خود را زيراپا گذاشته ، به جان مردم شهر مىافتادند و از كشتهها پشتهها مىساختند .
« چنگيز » قشون خود را به شاخههايى تقسيم مىكرد و هر گروهى را به سوى شهرى مىفرستاد و آنها نيز همان برنامهء هميشگى را يعنى غارت كردن و كشتن و سوزاندن و اسير كردن به طور يكسان عمل مىكردند .
از شگفتىهاى ماجراى آنها اين كه آنها پس از تسخير شهرهاى ايران به « اصفهان » رسيدند و با مقاومت سرسختانهء آنها رو به رو شدند ، بارها به « اصفهان » حمله كردند و كشتهها دادند و عقبنشينى كردند ولى سرانجام در سال 630 در ميان مردم « اصفهان » اختلاف افتاد و ميان شافعىها و حنفىها برخورد شديدى شد ، شافعيان با لشكر « مغول » تماس گرفتند و گفتند به سوى ما بياييد و ما شهر را تسليم شما مىكنيم ، هنگامى كه لشكر مغول وارد شهر شدند نخست شافعيان را قتل عام كردند و آن گاه حنفىها را و بدنبال آن ساير مردم ، و بعد از غارت شهر ، آن جا
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٦٢