مىكنند و طعمه خود مىسازند .
در آخرين دستور در اين بخش مىفرمايد : « آگاه باشيد هر كسى به اين شعار ( شعار تفرقهانگيز خوارج ، لا حكم إلّا للّه ) ، مردم را دعوت كند او را به قتل برسانيد هر چند زير اين عمامهء من باشد » ( و به من پناهنده شود ) ( ألا من دعا إلى هذا الشّعار فاقتلوه ، و لو كان تحت عمامتي هذه ) .
و به اين ترتيب ، حكم نهايى را دربارهء اين گروه فاسد و مفسد و بىرحم و خونخوار كه نه تنها خطرى براى مسلمين بودند كه خطر عظيمى براى اسلام و قرآن نيز محسوب مىشدند صادر مىفرمايد .
در اين كه منظور امام عليه السّلام از واژهء « شعار » كه در عبارت بالا آمده كدام شعار است شارحان « نهج البلاغه » احتمالات گوناگونى دادهاند ، گاه گفتهاند : منظور « شعار تفرقه » است و گاه « شعارى » كه در چگونگى اصلاح موى سر خود داشتند كه وسط آن را مىتراشيدند و دور آن را همچون تاجى كه بر سر بگذارند ، باقى مىگذاشتند « 1 » و گاه شعار لا حكم إلّا للّه دانستهاند ولى مناسبتر از همه همان احتمال سوّم است كه همه جا به عنوان « شعار خوارج » محسوب مىشد ، و در سايهء آن فتنهها و فسادهاى فراوانى كردند و آتش سوزانى در جامعه اسلامى بر پا نمودند و در واقع آنان با اين شعار اسباب تفرقه و جنگ و خونريزى و فساد فى الارض را فراهم مىساختند و به همين دليل طرفداران اين شعار محكوم به اعدام شدند .
دربارهء جمله « و لو كان تحت عمامتي هذه » ( اگر چه زير اين عمامهء من باشد ) نيز تفسيرهاى متعددى كردهاند كه از همه مناسبتر همان است كه در بالا
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 8 ، صفحهء 123 .