سپس امام عليه السّلام آنان را دعوت به جهاد با آن قوم ستمگر مىكند و با پنج وصف منفى آنها را معرفى مىفرمايد ، مىگويد : « آماده شويد براى حركت به سوى قومى كه از حق روى گردانند ، آن را نمىبينند و به ظلم و جور تشويق شدهاند ( به همين دليل ) هرگز از آن باز نمىگردند ، افرادى كه از كتاب خدا فاصله گرفته و از راه راست منحرف گشتهاند » ( هر چند قرآنها را بر سر نيزه كردند و دم از حاكميت قرآن زدند ) ( استعدّوا للمسير إلى قوم حيارى عن الحقّ لا يبصرونه . و موزعين « 1 » بالجور لا يعدلون به ، جفاة عن الكتاب ، نكب « 2 » عن الطّريق ) .
به اين ترتيب امام عليه السّلام نشان مىدهد كه اگر ما مىخواهيم با آنها بجنگيم ، پنج دليل قاطع دارد كه هر كدام به تنهايى كافى است : آنها از راه راست منحرف شدهاند ، به قرآن مجيد اهميّت نمىدهند ، ظلم و ستم برنامه اصلى آنهاست و گروهى ناآگاه و سرگردان را كه چشمهايشان از ديدن حق ناتوان است به دنبال خود كشيدهاند .
سپس در آخرين جملههاى اين خطبه امام عليه السّلام زبان به گله مىگشايد و آنها را زير تازيانههاى سرزنش و ملامت قرار مىدهد شايد بيدار شوند و در كار خود ، تجديد نظر كنند مىفرمايد :
( افسوس ! ) « شما ريسمان محكمى نيستيد كه بتوان به آن چنگ زد ، و ياوران نيرومندى نيستيد كه بتوان به آنها پناه برد ، و بد وسيلهاى هستيد براى افروختن آتش جنگ » ( و آغاز كردن جهاد آزادى بخش با دشمن ) ( ما أنتم
هامش
( 1 ) « موزعين » از مادّهء « ايزاع » به معنى تشويق و ايجاد عشق و علاقه نسبت به چيزى است و گاه به معنى الهام كردن و توفيق دادن نيز آمده است و در خطبهء بالا به همان معنى اوّل است .
( 2 ) « نكب » جمع « ناكب » از مادّهء « نكب » ( بر وزن نفى ) به معنى منحرف شدن از چيزى است .