قاضي عليّ بن أبي طالب على أهل العراق و من كان معه من شيعته من المؤمنين و المسلمين و قاضي معاوية بن أبي سفيان على أهل الشّام و من كان معه من شيعته من المؤمنين و المسلمين انّا ننزل عند حكم اللّه و كتابه و لا يجمع بيننا إلّا إيّاه و إنّ كتاب اللّه سبحانه بيننا من فاتحته إلى خاتمته نحيي ما أحيا القرآن و يميت ما أمات القرآن فإن وجد الحكمان انّ ذلك في كتاب اللّه إتّبعناه و إن لم يجداه أخذا بالسّنة العادلة غير المفّرقة و الحكمان عبد اللّه بن قيس و عمرو بن العاص ؛ اين چيزى است كه داورى نموده است « على بن ابى طالب عليه السّلام » و « معاويه بن ابى سفيان » ، داورى نموده است « على بن ابى طالب عليه السّلام » نسبت به اهل عراق و كسانى كه با او بودهاند از پيروانش از مؤمنين و مسلمين و داورى نموده است و « معاويه بن ابى سفيان » نسبت به اهل شام و پيروانش از مؤمنين و مسلمين ، كه ما تسليم حكم خدا و كتاب خدا هستيم و چيزى ما را متفق نمىكند مگر خداوند و اين كه كتاب خداوند سبحان در ميان ماست از آغاز تا پايانش . احيا مىكنيم آنچه را قرآن احيا كرده و از بين مىبريم آنچه را قرآن از بين برده .
هر گاه دو حكم ( كه از ميان ما انتخاب شدهاند ) چيزى در كتاب خدا در اين موضوع ( جنگ و صلح ما ) يافتند از آن پيروى مىكنيم و اگر نيافتند به سنت عادلهء مورد اتفاق ( كه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به ما رسيده است ) عمل مىكنند و دو حكم « عبد اللّه بن قيس » ( ابو موسى اشعرى ) و « عمرو عاص » هستند » « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 32 ، صفحهء 543 . اين عهدنامه در تاريخ طبرى ، جلد 4 ، صفحهء 38 با پارهاى از تفاوتها آمده است .