الباطل و إن جرّ إليه فائدة و زاده ) .
در واقع نشانهء مؤمنان حقيقى همين است كه بر سر دو راهىها كه حق در يك سو قرار مىگيرد و منافع شخصى آنها در سوى ديگر ، به سوى حق آيند و به منافع شخصى پشت كنند و گر نه آن جا كه طرفدارى از حق ، حافظ منافع انسان باشد ، پيروى از حق ، افتخارى نيست و مذمتى كه قرآن از گروهى از يهود به عمل مىآورد كه مىگفتند : « نؤمن ببعض و نكفر ببعض » در حقيقت همين بود كه آنچه را از قوانين الهى موافق ميل و خواستهها و منافعشان بود ، مىپذيرفتند و آنچه مخالف بود كنار مىزدند ، چنين جداسازى در واقع خداپرستى نيست هواى پرستى است .
همچنين كسانى كه به خاطر تعصب و لجاجت و حمايت از دوستان و وابستگان به طرفدارى باطل برمىخيزند مشمول همين سخن هستند .
در حديثى مىخوانيم كه على عليه السّلام همين سخنان را در پيامى به « عمرو عاص » فرمود و افزود : به خدا سوگند ! تو مىدانى حق كجاست ؟ چرا تجاهل مىكنى ؟ و به خاطر منافع كم ارزشى در صف دشمنان خدا و اولياء اللّه قرار مىگيرى ؟ ! « 1 » .
و در ادامهء اين سخن ، امام عليه السّلام بر آنها فرياد مىزند : « چرا حيران و سرگردانتان مىكنند ؟ و چرا شما را فريب داده و تسليم شيطان كردهاند ؟ » ( فأين يتاه « 2 » بكم ! و من أين أتيتم « 3 » ) .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء مرحوم شوشترى ، جلد 10 ، صفحهء 363 - تاريخ طبرى ، جلد 4 ، صفحهء 50 ، طبع الاعملى بيروت .
( 2 ) « يتاه » از مادّهء « تيه » ( بر وزن قيد ) به معنى سرگردانى و حيرانى است و به بيابانهايى كه انسان در آن سرگردان مىشود « تيه » ( بر وزن پيه ) گفته مىشود .
( 3 ) « اتيتم » از مادّهء « اتيان » معانى مختلفى دارد و در اين جا و مانند آن به معنى فريب خوردن و تسليم باطل شدن است .