كمترى در بردارد برگزينند و حكمين را براى انتخاب صحيح ارشاد كنند .
ديگر اين كه در اين مدّت طرقى براى اصلاح امر امّت به طور كلّى انديشيده شود و از كارهاى عجولانه كه سبب گمراهى است بپرهيزند .
عجب اين كه : گروه متعصّب لجوج و ناآگاه از « خوارج » اصرار داشتند كه عجولانه در اين زمينه تصميمگيرى شود و سرنوشت امّت را بدون مطالعه و تحقيق و دقّت به خطر بيفكنند و اين است راه و رسم افراد نادان در هر عصر و هر زمان .
جملهء « و لا تؤخذ بأكظامها » كه به معنى نگرفتن بيخ گلو و آزاد گذاشتن راه نفس است كنايه از آزادى براى مطالعه و تصميمگيرى و انتخاب مىباشد كنايهاى است گويا و فصيح و بليغ .
جملهء « و تنقاد لأوّل الغيّ » ( مبادا تسليم اوّلين گمراهى شوند ) اشاره به اين است كه تصميمهاى عجولانه غالبا گمراه كننده است .
بعضى از شارحان نهج البلاغه « أوّل الغيّ » را اشاره به بالا بردن قرآنها بر سر نيزهها كه اوّلين گام گمراهى بود ، دانستهاند « 1 » ولى تفسير اوّل به قرينهء جملهء قبل از آن ، مناسبتر به نظر مىرسد .
سپس امام عليه السّلام به نصيحت و اندرز آنان مىپردازد كه در برابر حق تعصّب و لجاج و ملاحظه منافع شخصى روا ندارند و تسليم حق شوند ، مىفرمايد :
( بدانيد ! ) « برترين مردم در پيشگاه خدا كسى است كه عمل به حق نزد او محبوبتر از باطل باشد هر چند اين كار از نفع او بكاهد و مشكلاتى براى او پيش آورد ، و باطل منافعى به سوى او آورد و بر سود او بيفزايد ! » ( إنّ أفضل النّاس عند اللّه من كان العمل بالحقّ أحبّ إليه - و إن نقصه و كرثه « 2 » - من
هامش
( 1 ) « منهاج البراعهء » علامه « خويى » جلد 8 ، صفحهء 180 .
( 2 ) « كرث » از مادّهء « كرث » ( بر وزن ترس ) به معنى شدت و مشقّت و به زحمت افتادن است .