اختلاف امّت بينديشند و در كار خود عجله نكنند .
خردهگيران بىخبر و نادان گاه به اصل حكميّت ايراد مىگرفتند كه امام عليه السّلام در بخش گذشتهء اين خطبه جواب روشن و منطقى و دقيق به آنان داد و گاه به شاخ و برگ آن ، يعنى مسألهء قرار دادن مدت ايراد مىگرفتند .
امام عليه السّلام در پاسخ آنها چنين مىفرمايد : « اما اين كه مىگوييد : چرا ميان خود و آنها ( حكمها ) مدّتى براى حكميّت قرار دادى ؟ اين تنها به خاطر آن بود كه ناآگاهان در جستجوى حقيقت برآيند ، و آنها كه آگاهند به مطالعه و مشورت پردازند ( و تمام جوانب مسأله را روشن سازند ) » ( و أمّا قولكم : لم جعلت بينك و بينهم أجلا في التّحكيم ؟ فإنّما فعلت ذلك ليتبيّن الجاهل ، و يتثبّت « 1 » العالم ) .
سپس مىافزايد : « شايد خداوند در اين فاصله ، كار اين امّت را اصلاح كند و راه تحقيق بر آنها بسته نشود ( و آزادانه به تحقيق پردازند ) در جستجوى حق عجله نكنند ، و تسليم نخستين فكر گمراه كننده نشوند » ( و لعلّ اللّه أن يصلح في هذه الهدنة « 2 » أمر هذه الأمّة ؛ و لا تؤخذ بأكظامها « 3 » ، فتعجل عن تبيّن الحقّ ، و تنقاد لأوّل الغيّ ) .
در واقع امام عليه السّلام چند فائده براى ضرب الاجل يك مسأله در مسألهء حكميّت بيان فرموده ، نخست اين كه : ناآگاهان از جوش و خروش تعصّب باز ايستند و بتوانند دربارهء اين مسألهء سرنوشت ساز تحقيق كنند و ديگر اين كه علماى امّت در اصحاب على عليه السّلام جوانب مسأله را به خوبى بررسى كنند و آنچه ضايعات
هامش
( 1 ) « يتثّبت » از مادّهء « تثبّت » به معنى تحقيق كردن است .
( 2 ) « هدنه » از مادّهء « هدون » ( بر وزن قرون ) به معنى سكون و آرامش گرفته شده و معمولا به معنى مصالحهء بعد از جنگ يا آتش بس به كار مىرود .
( 3 ) « اكظام » جمع « كظم » ( بر وزن عزم ) و جمع « كظم » ( بر وزن قلم ) به معنى محل خروج نفس ( خرخره ) است .