ملامت و سرزنش مىكند و نقطههاى ضعف آنها را بر مىشمرد ، و از آيندهء آنها اظهار يأس و نوميدى مىكند ، نخست چنين مىفرمايد : « به خدا سوگند اگر اميدم به شهادت هنگام برخورد با دشمن ، نبود - هر گاه چنين توفيقى نصيب من شود - مركب خويش را آماده مىكردم ، و از شما دور مىشدم و مادامى كه نسيمهاى جنوب و شمال در حركتند ( هرگز ) شما را طلب نمىكردم » ( و اللّه لو لا رجائي الشّهادة عند لقائي العدوّ - و لو قد حمّ « 1 » لي لقاؤه - لقرّبت ركابي ثمّ شخصت « 2 » عنكم فلا أطلبكم ما اختلف جنوب و شمال ) .
تعبير به ( ما اختلف جنوب و شمال ) اشاره به اين است كه من هرگز به سراغ شما نخواهم آمد . اين تعبير شبيه چيزى است كه در يكى ديگر از كلمات آن حضرت آمده است كه وقتى به او پيشنهاد تبعيض در تقسيم بيت المال كردند ، فرمود : « آيا به من دستور مىدهيد كه براى پيروزى خود از جور و ستم در حق كسانى كه بر آنها حكومت مىكنم ، استمداد جويم » « و اللّه لا اطور به ما سمر سمير و ما امّ نجم في السّماء نجما ؛ به خدا سوگند تا عمر من باقى است و ستارگان آسمان در پى يكديگر طلوع و غروب دارند دست به چنين كارى نمىزنم » « 3 » .
در اين جا سه سؤال پيش مىآيد : نخست اين كه : چگونه حضرت مىفرمايد : من به خاطر اميد به شهادت در ميان شما ماندهام و گر نه شما را ترك مىگفتم ؟ در حالى كه امام عليه السّلام در چند جملهء قبل فرمود : من بايد در ميان شما بمانم تا تدبير لشكر كنم و امنيّت منطقه را برقرار سازم ، و سرپرستى بيت
هامش
( 1 ) « حمّ » از مادّهء « حمّ » ( بر وزن غم ) به معنى مقدّر ساختن چيزى است بنا بر اين جملهء ( قد حمّ لى ) مفهومش اين است كه اگر چنين امرى براى من مقدر شده باشد يا چنين توفيقى نصيب من شود .
( 2 ) « شخصت » از مادّهء « شخوص » به معنى نقل مكان از محلى به محل ديگر گرفته شده است .
( 3 ) نهج البلاغه ، خطبهء 126 .