و اجتماعتان اجتماع مردگان است .
و در پايان خطبه مىفرمايد : من وظيفهء خود را درباره شما انجام دادم : « شما را به راه روشنى واداشتم ، كه جز افراد ناپاك در آن هلاك نمىشوند ، آن كس كه در اين راه استقامت كرد به بهشت شتافت ، و آن كس كه پايش لغزيد ( و از جادّه منحرف شد ) به جهنم و اصل شد ! » ( لقد حملتكم على الطّريق الواضح الّتي لا يهلك عليها إلّا هالك ، من استقام فإلى الجنّة ، و من زلّ فإلى النّار ) .
امام عليه السّلام با اين سخن ، اين حقيقت را روشن مىسازد كه من همه گفتنىها را گفتهام و اتمام حجت كردهام و اگر آرزو مىكنم ، از ميان شما بروم مفهومش اين نيست كه در انجام وظيفه خود نسبت به شما كوتاهى كرده باشم ، ولى افسوس شما افراد شايستهاى نيستيد كه از برنامههاى تربيتى يك معلّم دلسوز آسمانى بهره بگيريد .
نكته بيدارى دلها
مورخ معروف قرن سوّم « ابو اسحاق ثقفى » در كتاب « الغارات » خود در ذيل اين خطبه ، چنين آورده است :
هنگامى كه امام عليه السّلام اين سخنان را ايراد كرد ، « جارية بن قدامة سعدى » عرض كرد : « يا امير المؤمنين لا اعدمنا اللّه نفسك و لا ارانا فراقك انا لهؤلاء القوم فسرّحني إليهم ؛ اى امير مؤمنان خدا هرگز تو را از ما نگيرد ، و هيچگاه به فراق تو مبتلا نشويم من آماده مقابله با اين گروه غارتگر هستم مرا به سوى آنان بفرست » .
امام عليه السّلام از اين گفتهء او خوشحال شد و او را ستايش بليغى كرد .