در ادامهء سخن امام عليه السّلام به ذكر دلايل ناخشنودى خود از آنان پرداخته و نقاط مهم ضعف آنها را به اميد آن كه شايد بيدار شوند و به اصلاح خويش پردازند بيان مىكند ، مىفرمايد : « شما بسيار طعنهزن ، عيبجو ، روىگردان از حق ، و پر مكر و حيله هستيد ! » ( طعّانين عيّابين ، حيّادين « 1 » روّاغين « 2 » ) .
اين چهار صفت به قدرى زشت و نامطلوب است كه وجود يكى از آنها در انسانى ، براى فاصله گرفتن از او كافى است ، تا چه رسد كه همه آنها در كسى باشد ، يعنى تمام توجه او به عيوب و نقايص باشد ، بلكه آنها را بيش از آنچه هست بزرگ كند و پيوسته تكرار نمايد تا آن جا كه مردم مأيوس شوند ، هر كجا حق را ببيند از آن روىگردان شود و با مكر و فسون ، زندگى او آميخته گردد . يك انسان صالح چگونه مىتواند در ميان چنين گروهى ، زندگى كند ، تا چه رسد به اين كه امام معصوم و پيشواى خلق باشد ، كه جز خون جگر خوردن و رنج كشيدن ، نتيجهاى براى او نخواهد داشت ، و به همين دليل امام عليه السّلام آرزوى جدايى از آنها را مىكند .
سپس مىفرمايد : اضافه بر اين عيوب شخصى ، يك عيب بزرگ اجتماعى داريد : « كثرت جمعيّت شما با قلت اجتماع افكارتان سودى نمىبخشد » ( إنّه لا غناء في كثرة عددكم مع قلّة اجتماع قلوبكم ) .
درست است كه جمعيّت شما ، به ظاهر بسيار زياد است ولى چون اتحاد و وحدت قلوب بر شما حاكم نيست ، و هر يك براى خود اراده و تصميمى داريد ، كارى از شما ساخته نيست يا به تعبيرى ديگر ، شما جمعيّت ، تنهايان ،
هامش
( 1 ) « حيّادين » از مادّهء « حيد » ( بر وزن حرف ) به معنى انحراف گرفته شده است و « حيّاد » به كسى گفته مىشود كه بسيار از جادّهء حق منحرف گردد .
( 2 ) « روّاغين » از مادّهء « روغ » ( بر وزن ذوق ) به معنى اين طرف و آن طرف رفتن است و كنايه از مكر و حيله مىباشد و لذا اين واژه را دربارهء روباه به كار مىبرند و مىگويند : « راغ الثّعلب » .