« هيام » ( بر وزن غلام ) به معنى عطش است « 1 » و « حدابير السّنين » جمع « حدبار » ( بر وزن معيار ) به معنى شترى است كه بر اثر راه رفتن لاغر و تكيده شده در واقع امام عليه السّلام سالهاى قحطى را به چنين شترى تشبيه كرده است .
شاعر معروف « ذو الرمة » مىگويد : شتران لاغرى كه هيچ گاه از هم جدا نمىگردند جز در خوابگاههاى خالى از علف يا اين كه آنها را در سرزمين بىآب و علفى قرار دهيم .
و جملهء « و لا قزع ربابها » يعنى از قطعات كوچك و پراكندهء ابر نباشد ( بلكه ابرهايى باشد متراكم و پر باران ) و جملهء « و لا شفان ذهابها » در تقدير « و لا ذات شفان ذهابها » است و « شفان » به معنى باد سرد و « ذهاب » به معنى بارانهاى نرم است و كلمه « ذات » به خاطر روشن بودن براى شنونده ، حذف شده است ( و معنى جمله در مجموع چنين است : خداوندا بارانهاى ملايم و آميخته با بادهاى سرد كه آثار آن را ممكن است از بين ببرد براى ما مفرست بلكه بارانى درشت دانه در هوايى ملايم نصيب بفرما ) .
نكتهها
1 - نماز باران ( صلاة الاستسقاء )
از دستورات جالب در اسلام نماز « استسقاء » است كه همهء فقهاى اسلام ، اعم از شيعه و اهل سنت آن را در كتب فقهى خود آوردهاند .
طبق آنچه در منابع پيروان اهل بيت عليهم السّلام آمده است يكى از آداب آن ، اين
هامش
( 1 ) بعضى از ارباب لغت « هيام » را به معنى بيمارى عطش كه به شتر عارض مىشود ( كه گويى بر اثر آن حال جنون به او دست مىدهد ) تفسير كردهاند . اين تعبير در مورد عشقهاى سوزان و عاشقهاى بىقرار هم به كار مىرود .